اخلاق عملى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٦٧
ترك آن كار بهتر است. «١» و در صورت انجام ندادن، ثواب نيز بدان تعلق مىگيرد. بحث درباره كارهاى مكروه را به كتاب هاى فقهى وا مىگذاريم و در اينجا بيشتر به امور شبهه ناك و پرهيز از آنها مىپردازيم.
در روايات اسلامى، به خوددارى از انجام كارهاى شبههناك «ورع»، گفته مىشود.
امير مؤمنان عليه السلام مىفرمايد:
«الْوَرَعُ الْوُقوُفُ عِنْدَ الشُّبهَةِ» «٢» در تبيين مراتب ورع گفتهاند: ورع داراى چهار درجه است:
١- ورع تائبين: كه انسان با مراعات آن، از زمره گناهكاران وفاسقان خارج مىشود و (عادل شناخته شده) شهادت او در محكمه پذيرفته مىشود.
٢- ورع صالحين: كه اجتناب از شبهات است از بيم آنكه مرتكب گناه مىشود.
٣- ورع متقين: در اين مرتبه مؤمن برخى از كارهاى مباح را نيز ترك مىكند از بيم آنكه مبادا گرفتار كار شبهه ناك و سرانجام حرام شود.
٤- ورع مالكين: در اين مرتبه، مؤمن از غير خدا چشم مىپوشد و مراقب است كهساعتى از عمر خويش را براى جز خدا صرف نكند. «٣» آنچه در اينجا تبيين مىشود همان خوددارى از شبهات و مكروهات است كه مرتبه دوم و سوّم را شامل مىشود و به طريق اولى درجه نخستين را نيز در بر مىگيرد.
فلسفه پرهيز گرچه زشتى مكروهات در حدّى نبوده كه از سوى شارع مقدّس، حرام اعلام شود ولى همينقدر كه مورد نهى و منع (كمتر از حرمت) قرار گرفته نشان مىدهد كه عمل مكروه، اندكى مفسده دارد و براى دين ودنياى مؤمن تا حدودى زيان آور است و اگر