اخلاق عملى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٥٥
كه بسيار انبيا و مراسليناند به هر جانب جهانى حور عين اند همه بر ره نشسته چشم بر راه زبهر رويت اى خورشيد درگاه بخواه ار آرزويى هست رودت چرا بى خود شدى، آخر چه بودت؟
كنون چون سوختى بر هم بتان را شفاعت كن زمانى امّتان را يتيمى، وز يتيمى اين بديع است كه خلق هر دو عالم را شفيعاست «١» گونههاى توسّل ما معتقديم كه سعه وجودى و حضور معنوى معصوم، بسى گسترده و فراتر از محدوديت زمان و مكان و تنگناهاى عالم مادّى است و رهبران معصوم با برخوردارى از علم و قدرت و بصيرت الهى، بر همه عالم اشراف دارند و از زواياى زندگى انسان ها نيز با خبرند؛ ابوبصير مىگويد: داخل مسجدالحرام، خدمت امام باقر عليه السلام شرفياب شدم، آن حضرت ضمن سخنانى فرمود:
«اتَرَوْنَ انْ لَيْسَ لَنا مَعَكُمْ اعْيُنٌ ناظِرَةٌ وَ اسْماعٌ سامِعَةٌ، بِئْسَ ما رَأَيْتُمْ وَ اللَّهِ لا يَخْفى عَلَيْنا شَىْءٌ مِنْ اعْمالِكُمْ ...» «٢» آيا مىپنداريد ما چشمانى تيزبين و گوش هايى شنوا همراه شما نداريم؟ گمان بد بردهايد! به خدا سوگند چيزى از كردارتان بر ما پوشيده نمىماند! اين احاطه و اشراف، لازمه امامت و ولايت الهى آنهاست كه «شاهدان» دنيا و شافعان آخرت باشند.
افرادى كه مراتب قرب را واقعاً طى كرده و به عالى ترين درجات آن نائل گشته يعنى واقعاً به كانون هستى نزديك شده اند، طبعاً از مزاياى آن بهره مند شده اند و همان ها هستند كه احاطه بر عالم انسانى دارند و ارواح و ضمائر ديگران را تحت سلطه مىگيرند و شهيد بر اعمال ديگرانند. «٣»