اخلاق عملى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٤٧
اخلاق فردى «الذِّكْرُ مِفْتاحُالْانْسِ» «١» ذكر (خدا) كليد الفت (با او) است.
«ذاكِرُ اللَّهِ مُؤانِسُهُ» «٢» ياد كننده خدا، مونس اوست.
وقتى مؤمن، در دل به ياد خدا باشد، نامهاى مقدس او را بر زبان آورد واعمال خود را طبق خواست او انجام دهد، بدون ترديد محبت او نسبت به ذات اقدس الهى افزايش مىيابد وهمه عشق و محبت هاى ديگر را تحت الشعاع قرار مىدهد، زيرا همه ملاك هاى خوبى بلكه منبع و اصل همه خوبى ها را- كه انگيزه مهر و محبت است- در او مىبيند و پيوند و دوستى با او را محور دوستى هاى ديگر قرار مىدهد. قرآن مجيد بر اين واقعيت چنين تأكيد مىكند:
«... وَ الَّذين امَنُوا اشَدُّ حُبّاً لِلَّهِ ...» «٣» آنان كه ايمان آورده اند، بيشترين علاقه را به خدا دارند.
نمودها انس با اخلاق عملى ٥٢ قرآن و توسل ص : ٥٢ معبود اكسير نايابى ست كه خاك وجود انسان را قيمتى و باارزش مى كند، سرنوشتش را تغيير مىدهد، او را آسمانى مى كند و با تأثير ژرف در اعماق وجودش، خمودى و بى حالى را از او سلب مى كند و ... شناخت انسان هايى كه با ذكر و عبادت وانس با خدا به مقام قرب الهى بار يافته اند به آسانى و براى همه كس ميسر نيست تنها مى توانيم نشانه هاى آن بى نشان ها را در سيره وسخنان ستارگان هدايت وراهيان طريقت يعنى اهل بيت عصمت عليهم السلام بيابيم.