اخلاق عملى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٤٦
ذكر زبانى در عين اينكه لازمه ذكر قلبى و بخشى از ذكرعملى محسوب مىشود، متمّم و مكمّل آن دو نيز به حساب مىآيد و نشان دهنده جهت گيرى خدايى قلب و عمل است.
انبياى الهى و بزرگان دينى، ضمن اينكه خود ذاكر دائمى خدا با قلب و زبان و عمل بودند پيروان خويش را به طور مداوم بدان سفارش مىكردند و انواع و اقسام ذكرهاى زبانى را به آنان تعليم مىدادند؛ نشست و برخواست رسول خدا صلى الله عليه و آله با ياد خدا بود. «١» امير مؤمنان عليه السلام هنگامى كه ميان مردم داورى مىكرد، تكبير مىگفت و به مردم نيز مىفرمود تكبير بگوييد. «٢» امام صادق عليه السلام امام مجتبى عليه السلام را چنين توصيف مىكند:
«لَمْ يُرَ فى شَيْىءٍ مِنْ احْوالِهِ الَّا ذاكِراً لِلَّهِ سُبْحانَهُ» «٣» در هيچ حالى ديده نشد مگر اينكه ذاكر خداوند سبحان بود.
همچنين درباره امام باقر عليه السلام مىفرمايد:
«پدرم فراوان به ياد خدا بود؛ حتى هنگام راه رفتن و غذا خوردن نيز ذكر خدا بر لب داشت و سخن گفتن با ديگران، او را از ياد خدا باز نمىداشت و من همواره مىديدم كه زبانش با گفتن «لا اله الا الله» به كامش چسبيده است.» «٤» ٢- انس با خدا همان طور كه در بخش پيش اشاره شد، ياد خدا آثار و پيامدهاى بسيار ارزشمندى در زندگى ما دارد. يكى از پيامدهاى مهم و ارزنده ذكر، «انس با خدا» ست چنان كه امير مؤمنان عليه السلام مىفرمايد: