اخلاق عملى

اخلاق عملى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٤٢

مسافر به سوى تو راهش نزديك است.
انسان ها تند يا آهسته، دير يا زود چنين راهى را طى خواهند كرد ولى رسيدن به مقصد، كارى بس مشكل است و همّتى عالى مى‌طلبد و آداب و برنامه خاصّ خود را دارد و دغدغه همه سالكان و عالمان و دلسوختگان، رساندن خود وديگران به سر منزل مقصود است و در اين راه زحمات فراوانى نيز كشيده اند وبراى سير و سلوك برنامه هايى را تنظيم كرده اند و كتاب هاى متعددى نوشته‌اند.
علماى طريقت از براى سالك، منازل و عقبات، بيان نموده‌اند و طريق سير در آنها را شرح داده‌اند و در تعداد منازل و ترتيب آنها اختلاف كرده تا اينكه اقل آنها را هفت و اكثر آنها را هفتصد گفته‌اند «١» نخستين مرحله سير و سلوك- كه آغاز تكاپوى در ميدان و مقدّمه ساير منازل است- «اراده» نام دارد كه در شرح و تعريف آن گفته‌اند:
حالت خاصّى است كه پس از استبصار و اعتقاد و ايمان به غيب در انسان پيدا مى شود، خواه آنكه اين اعتقاد ناشى از برهان علمى باشد و يا در اثر ايمان به گفته هاى اولياء حاصل شده باشد. به هر حال پس از اين اعتقاد، انسان احساس مى‌كند كه ناقص است و بايد به كامل متصل شود و ضعيف است و بايد به قوى متّكى گردد و قطره است و بايد با دريا متحد شود و جزء است و بايد اتصال به كل پيدا كند. از اين رو يك حالت هيجان و رغبت شديدى از نوع رغبت بازگشت فرع به اصل در وى پديد مى‌آيد. اين رغبت شديد در اصطلاح عارفان «اراده» ناميده مى‌شود. «٢» وقتى م اخلاق عملى ٤٧ نمودها ص : ٤٧ ؤمن، عزمش را جزم كند و دامن همّت به كمر زند كه آن به آن و لحظه به لحظه به سوى قرب الهى حركت كند و اراده نمايد به اصل خويش باز گردد، به توفيق بزرگى نايل گشته كه بايد قدر آن را بداند وخدا را بر اين نعمت شكر گويد. مؤمن در اين حالت، عاشقى است كه همه همّت خويش را صرف رسيدن به معشوق مى‌كند، پروانه‌اى است كه گرد شمع وجود او پر مى‌سوزد و بلبل شيدايى است كه درفراق روى گل او نغمه مى خواند.
جزء ها را روى ها سوى كل است بلبلان را عشق با روى گل است‌ آنچه از دريا، به دريا مى رود از همانجا كآمد آنجا مى‌رود از سَرِكُه «٣» سيل‌هاى تيز رو وز تن ما جان عشق آميز رو «٤» آنكه اهل درد باشد، راه درمان را مى‌يابد و «عاقبت جوينده، يابنده بود» ما نيز در اين مختصر بر آن نيستيم كه برنامه سير و سلوك ارائه دهيم و مرشد راه شويم بلكه هدف، يادآورى آن چشمه سارهاى گوارا و اظهار تشنگى و ايجاد عطش است وبدين منظور عناوينى چون: انس با خدا، ذكر، توسّل، شب زنده دارى و اجتناب از شبهات و مكروهات را به طور فشرده به بحث مى‌گذاريم. باشد كه ما نيز نسيمى ملكوتى را با مشام جان بشنويم.
١- ذكر «ذكر» در لغت به معناى «يادكردن با قلب يا زبان» است «١» و منظور از ذكر در اينجا همان ذكر و ياد خداست كه از اهمّيت ويژه‌اى برخوردار است. روزى رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
«در دنيا و آخرت، هيچ كارى نزد خدا محبوب تر و براى بنده گناهكار نجات‌بخش‌تر از ذكر نيست.» شخصى پرسيد: حتى جهاد در راه خدا؟ پيامبر پاسخ داد:
«اگر (به خاطر) ذكر خدا نبود، دستور جهاد هم داده نمى شد.» «٢» حتى نماز و دعا و عبادت هاى گوناگون ديگر نيز با هدف زنده شدن ياد خدا انجام مى‌گيرد چنان كه در قرآن مى‌خوانيم:
اقِمِ الصَّلوةَ انَّ الصَّلوةَ تَنْهى‌ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ اكْبَرُ» «٣» نماز را برپا دار، همانا نماز (نمازگزار را) از فحشا و زشتى باز مى دارد و ياد خدا بزرگ تر است.
علّامه طباطبايى در تفسير اين آيه مى‌نويسد:
گويا (خداوند) فرموده: نمازبگزار تا تو را از فحشا و منكر باز دارد، بلكه آنچه عايد تو مى‌شود بيش از اين حرف هاست؛ چون مهم تر از نهى از فحشا و منكر اين است كه تو را به ياد خدا مى‌اندازد و اين مهم تر است؛ براى اينكه ذكر خدا بزرگ ترين خيرى است كه ممكن است به يك انسان برسد، چون ذكر خدا كليد همه خيرات است و نهى از فحشاء و منكرات، نسبت به‌