اخلاق عملى

اخلاق عملى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٣٣

و او كسى است كه در آسمان خداست ودر زمين نيز خداست و او بسيار با حكمت و دانش است. آفرينش انسان نيز از چنين قانونى پيروى مى كند و هرگز نارسايى و نوسان و ناميزانى در اصل خلقت او وجود ندارد و نيز از او خواسته شده هماهنگ باعالم آفرينش در صراط مستقيم «عدالت و اعتدال» گام نهد و هيچ گاه به افراط وتفريط نگرايد.
اميرمؤمنان عليه السلام مى‌فرمايد:
«عَلَيْكَ بِالْقَصْدِفِى الْامُورِ فَمَنْ عَدَلَ عَنِ الْقَصْدِ جارَوَ مَنْ اخَذَ بِهِ عَدَلَ» «١» بر تو باد به ميانه روى در كارها؛ هر كس از ميانه روى روى گرداند، ستم مى كند و هر كس به آن چنگ زند، عدالت ورزد.
نمودهاى كاربردى‌ اصل اعتدال، بايد به شكل كلّى و فراگير بر سراسر زندگى فردى و اجتماعى انسان حاكم باشد و هميشه وهمه جا افكار، كردار و گفتار او را در بر بگيرد اينك به اختصار، سه محور ياد شده را توضيح مى‌دهيم.
الف- افكار منشأ همه تصميمات آدمى، فكر و انديشه اوست؛ اگر فكر، معتدل و مستقيم باشد، رفتار فرد، راه اعتدال مى‌پويد و اگر انديشه به بيمارى عدم اعتدال گرفتار شود، اعمال انسان نيز به آفت افراط و تفريط دچار مى‌شود. امير مؤمنان صلوات الله عليه، نقش كلّى و حياتى انديشه را چنين بيان مى كند:
«مَنْ فَكَّرَ قَبْلَ الْعَمَلِ كَثُرَ صَوابُهُ» «٢»