اخلاق عملى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٣٠
تقواى خدايى را پيشه كنيد كه اگر بگوييد مىشنود و اگر پنهان كنيد مىداند.
از سوى ديگر، ايمان بدون تقوا نيز ايمان واقعى نيست و ارزش چندانى ندارد. به گفته همان امام:
«لا يَنْفَعُ الْايمانُ بِغَيْرِ تَقْوى» «١» ايمان بدون تقوا سود نمىدهد.
٣- پرستش خدا اگر تقوا را به سنگرى تشبيه كنيم كه مؤمن در آن به جنگ با شيطان مىپردازد، عبادت و پرستش، نقش ارتباط مستمرّ و دريافت فرمان وكمك از فرمانده مطلق هستى را ايفا مىكند و هر چه اين ارتباط قوى تر و بيشتر باشد، رزم، سنگر و رزمنده نيز قوى تر و محفوظترند و مأموريت نيكوتر انجام مىگيرد و اگر بر عكس، ارتباط ضعيف و اندك باشد، آسيب پذير خواهند شد.
قرآن مجيد اين واقعيت را در دو آيه بيان كرده است؛ نخست درباره مطلق عبادت مىفرمايد:
«يا ايُّهَا النَّاسُ اعْبُدوُا رَبَّكُمُ الَّذى خَلَقَكُم وَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» «٢» اى مردم، پروردگارتان را كه پيشينيان شما را آفريده، بپرستيد، شايد تقوا پيشه كنيد.
و درباره عبادت خاصّى چون روزه نيز مىفرمايد:
«يا ايُّهَا الَّذينَ امَنوُا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعلَّكُمْ تَتَّقوُنَ» «٣» اى كسانى كه ايمان آورده ايد، روزه بر شما مقرّر شده، همان گونه كه بر پيشينيانتان مقرر شده بود، شايد متّقى شويد.
به دلايل ياد شده، متّقيان واقعى، عاشق عبادتند و علاوه بر عبادت هاى واجب- كه شرط اوليه ايمان و تقواست- در هر فرصت مناسبى به راز و نياز با بى نياز مطلق مىپردازند و