اخلاق عملى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٣
١- تفكّر: امام خمينى سلام الله عليه در اين باره مىنويسد:
بدان كه اوّل شرط مجاهده با نفس و حركت به جانب حق تعالى، تفكّر است و .. تفكّر در اين مقام عبارت است از آن كه؛ انسان لا اقل در هر شب و روزى مقدارى- ولو كم هم باشد- فكر كند در اين كه آيا مولاى او كه او را در اين دنيا آورده و تمام اسباب آسايش و راحت را از براى او فراهم كرده، و بدن سالم و قواى صحيحه، كه هر يك داراى منافعى است كه عقل هر كس را حيران مىكند، به او عنايت كرده و اين همه بسطِ بساطِ نعمت و رحمت كرده و از طرفى همه انبيا را فرستاده و كتاب نازل كرده و راهنمايى ها نموده ودعوت ها كرده است، آيا وظيفه ما با اين مولاى مالك الملوك چيست؟
اگر انسان عاقل لحظه اى فكر كند، مىفهمد كه مقصود از اين بساط، چيز ديگر است، و منظور از اين خلقت، عالم بالاتر و بزرگترى است و اين حيات حيوانى مقصود بالذّات نيست و انسان عاقل بايد در فكر خودش باشد و به حال بيچارگى خود رحم كند و با خود خطاب كند،:
اى نفس شقى! كه سال هاى دراز در پى شهوات، عمر خود را صرف كردى و چيزى جز حسرت نصيبت نشد، خوب است قدرى به حال خود رحم كنى، از مالك الملوك حيا كنى و قدرى در راه مقصود اصلى قدم زنى كه آن موجب حيات هميشگى و سعادت دائمى است و سعادت هميشگى را مفروش به شهوات چند روزه فانى كه آن هم به دست نمى آيد حتّى با زحمتهاى طاقت فرسا. «١» ٢- عزم: به اين معنا كه تصميم قطعى بگيرد كه در صراط مستقيم الهى گام بردارد و بنده حقيقى خدا شود و همه برنامه زندگى خود را با عقربه رضاى الهى تنظيم كند، امام راحل در اين باره نيز مىنويسد:
عزمى كه مناسب اين مقام است عبارت است از بناگذارى و تصميم بر ترك معاصى و فعلِ واجبات و جبران آنچه از او فوت شده در ايّام حيات، و بالاخره عزم بر اين كه ظاهر و صورت خود را انسانِ عقلى و شرعى نمايد، كه شرع و عقل به حسب ظاهر حكم كنند كه اين شخص، انسان است و انسانِ شرعى عبارت از آن است كه موافق مطلوبات شرع رفتار كند و ظاهرش، ظاهر رسول اكرم صلّى الله عليه و آله باشد و تأسى به آن بزرگوار بكند درجميع