اخلاق عملى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢١
«... انَّ النَّفْسَ لَامَّارَةٌ بِالسُّوءِ الَّا ما رَحِمَ رَبّى ...» «١» همانا نفس، فراوان به بديها فرمان مىدهدجز آنچه را پروردگارم رحم كند! آنچه در روايات و سخنان بزرگان درباره نكوهش نفس آمده، مربوط به همين حالت است و آدمى در هيچ حالى نبايد از مراقبت و تربيت نفس خويش غفلت كند و هر چه حال او وخيمتر باشد، تيمار و مواظبت بيشترى مىطلبد كه در آينده بدان خواهيم پرداخت.
خودسازى منظور از خودسازى، «پيراستن خود از زشتى ها و آراستن به خوبى ها» ست كه علماى اخلاق از آن به «تخليه و تحليه» تعبير مى كنند، انسان سازى در مرحله نخست كارى خدايى است و آفريدگار جهان با اسم شريف «ربّ» متكفّل پرورش و تربيت همه آفريدگان خويش است و درباره تربيت انسان نيزفرمود:
«... وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيكُم وَ رَحْمَتُهُ ما زَكى مِنْكُم مِنْ احَدٍ ابَداً وَلكِنَّ اللَّهُ يُزَكّى مَنْ يَشاءُ.» «٢» اگر فضل و رحمت الهى شامل حال شما نمىشد، يك نفر از شما هم پاك نمى شد و ليكن خدا هر كس را كه بخواهد، تزكيه مىكند.
تزكيه الهى تا حدودى به شكل تكوينى مى تواند باشد ولى مشيّت او بيشتر از طريق تشريع تحقّق مىيابد چنان كه درباره بزرگترين پيامبرش واژه رحمت به كار برد و فرمود.
«وَ ما ارْسَلْناكَ الَّا رَحْمَةً لِلْعالَمينَ» «٣» ما تورا جز رحمت براى جهانيان نفرستاديم.
بنابراين فرستادگان الهى، مأموران خدا براى تزكيه مردم هستند و آنان با تعليم