اخلاق عملى

اخلاق عملى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٨

«مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ عَرَفَ رَبَّهُ» «١» هر كس خود را شناخت، خدا را هم شناخت.
همچنين شناخت صحيح از پديده هاى ديگر، مستلزم خودشناسى است و بدون خويشتن شناسى، ديگر شناسى چندان ميسور و چاره ساز نيست. حضرت در سخنى ديگر مى فرمايد:
كَيْفَ يَعْرِفُ غَيْرَهُ مَنْ يَجْهَلُ نَفسَهُ» «٢» كسى كه خود را نشناخته چگونه ديگران را بشناسد؟! و بر عكس، عدم خودشناسى، سبب مى‌شود كه انسان، علاوه بر از دست دادن امتيازات ياد شده، جايگاه خويش رادر پهنه هستى نيابد و به جاى گام نهادن در شاهراه هدايت، در وادى گمراهى فرو غلتد ونقد عمر را از كف بدهد. امام على عليه‌السلام در اين باره نيز مى‌فرمايد:
مَنْ لَمْ يَعْرِفْ نَفْسَهُ بَعُدَ عَنْ سَبيلِ النَّجاةِ وَ خَبَطَ فِى الضَّلالِ وَالْجَهالاتِ» «٣» هر كس خويشتن را نشناسد، از راه نجات فاصله مى‌گيرد و در (ورطه) گمراهى و نادانيها سقوط مى‌كند.
مفهوم خودشناسى‌ آدمى هيچ گاه نسبت به ذات خويش، غافل و جاهل نيست تا مسأله شناخت و آگاهى مطرح شود بلكه؛ نفس ناطقه انسان و ذات آن در جميع اوقات، حتى در وقت خواب و مستى و بيهوشى، «مشعورٌ بِها» ست. يعنى آگاه به ذات خود است. ولى گاهى جزئى از اجزاء بدنش مانند قلب يا دماغ يا روح بخارى را احياناً فراموش مى‌كند و بيشتر مردم آن را ادراك نمى كنند