مبدا و معاد - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٨
معارضه نمىخواند. ولى معجزههاى پيامبران چنين نيست و مردم از انجام مثل آن ناتوانند و چون پيامبر معجزه خود را به كمك نيروى الهى انجام مىدهد، با كمال اطمينان خاطر مىتواند مردم را به مبارزه فراخواند.
ب- كارهاى خارقالعاده انسانى تاب مقاومت در برابر معجزهها را ندارد؛ زيرا معجزه متكى به نيرويى بىپايان و شكستناپذير است؛ درحالى كه كارهاى خارقالعاده انسانى، از نيرويى محدود سرچشمه مىگيرد كه تاب مقاومت در برابر نيروى بىپايان خداوند را ندارد. اين نكته را از قرآن نيز مىتوان دريافت كه مىفرمايد:
«قالَ مُوسى ما جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ انَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُ انَّ اللَّهَ لا يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدينَ» «١» موسى گفت: اين كارها [ى خارقالعاده] كه آورديد، سحر است كه خداوند بهزودى آن را باطل مىكند، خداوند كار مفسدان را اصلاح نمىكند.
يعنى كارهاى خارقالعادهاى كه با نيروى محدود انسانى آوردهايد، تاب مقاومت در برابر معجزه را ندارد و ساحران، بدكارانىاند كه اهدافى پست را دنبال مىكنند. از اين آيه استفاده مىشود كه كاربرد معجزه با كارهاى خارقالعاده انسانى متفاوت است؛ زيرا خوارق عادات انسانى براى اغراض دنيوى- مانند سرگرمى، اغفال مردم و بهدست آوردن شهرت- انجام مىشود؛ درحالى كه پيامبران معجزه را به اذن خداوند براى اثبات نبوّتشان مىآورند تا به اهداف والاى تربيتى خود برسند و به مردم كتاب و حكمت بياموزند.