مبدا و معاد - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٣
درس هشتم: خدا و هدايت انسان لزوم بعثت پيامبران انسان در زندگى شخصى خويش، به خوراك، پوشاك، مسكن، بهداشت، آموزش و استراحت نيازمند است. او براى برآوردن اين نيازها از انديشه خود و ديگران بهره مىگيرد. اما آيا او از همه مصالح و مفاسد نيازمندىهاى جسم و جان خود آگاه است تا مبادا از چيزى بهره برد كه براى بدن يا روحش زيانبار است؟! همچنين، انسان در زندگى اجتماعى نياز به همسر، دوست، همكار و رابطه با ديگران دارد و در اين موارد نيز از راهنمايى عقل بهره مىگيرد. اما آيا انسانها همه مصالح و مفاسد امور اجتماعى خويش را مىشناسند و انگيزه لازم براى پىجويى مصالح و دورى از مفاسد اجتماعى در آنان وجود دارد؟! نارسايى عقل و دانش بشرى با توجه به ابعاد مختلف زندگى انسان و مسائل پيچيدهاى كه در زمينههاى گوناگون براى او پيش مىآيد، مىتوان دريافت كه عقل، توانايى پرداختن به تمامى آنها را ندارد و ضرورت وجود وسيلهاى كارسازتر و قوانينى كامل كه انسان بدينوسيله راه درست را بازشناسد، ضرورى است. انسان نمىتواند چنين قوانينى را پىريزد؛ زيرا ميزان كارايى و مشكلگشايى عقل و دانش بشرى در برابر انبوه مسائلى كه در زندگانى مادّى و معنوىاش خود مىنمايند، بسيار ناچيز است. علم و دانش انسان، محدود و نسبى است و در برابر مجهولاتش، اندك: