مبدا و معاد

مبدا و معاد - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٦

شوند [و به آنان مى‌گويند:] عذاب سوزان را بچشيد! يارى خواستن دوزخيان‌ دوزخيان از درماندگى و ناچارى به شكل‌هاى گوناگون به التماس و استمداد مى‌افتند؛ مانند:
«رَبَّنا اخْرِجْنا مِنْها فَانْ عُدْنا فَانَّا ظالِمُونَ» «١» پروردگارا! ما را از اين [دوزخ‌] بيرون آر، اگر بار ديگر تكرار كرديم، قطعاً ستمگريم [و مستحق عذاب‌]! ولى در پاسخ چنين مى‌شنوند:
گروهى از بندگان من مى‌گفتند: «پروردگارا! ما ايمان آورديم پس ما را ببخشاى و بر ما رحم كن و تو بهترين رحم كنندگانى، اما شما كافران، آنان را مسخره مى‌كرديد، تا اين كه مرا به كلّى فراموش كرده، به آنان مى‌خنديديد. «٢» همچنين، دست به دامان فرشتگان مى‌شوند و از آنان شفاعت مى‌طلبند:
«قالَ الَّذينَ فِى النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْماً مِنَ الْعَذابِ» «٣» و آنان كه در آتشند، به مأموران دوزخ مى‌گويند: «از پروردگارتان بخواهيد يك روز عذاب را از ما بردارد.» امّا فرشتگان مى‌گويند كه چون در دنيا به دلايل روشن پيامبر توجه نكرديد، اكنون درخواستتان براى شما سودى ندارد. «٤» آنان همچنين از مؤمنان يارى مى‌طلبند كه آن نيز سودى ندارد: