مبدا و معاد - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٩
ندادهايم؛ وظيفه تو تنها ابلاغ است.
«فَذَكِّرْ انَّما انْتَ مُذَكِّرٌ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ» «١» پس، تذكر بده كه تو تنها تذكر دهندهاى! (و) بر آنان سلطه ندارى.
٥- آياتى كه انسان را همواره در معرض ابتلا و آزمايش مىدانند: روشن است كه آزمايش و ابتلا آنگاه خردمندانه است كه انسان، مختار و صاحب اراده و آزاد باشد.
در كنار اين دلايل وجدانى و عقلى و نقلى به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه اصولًا رمز برترى انسان بر آفريدگان ديگر در داشتن همين توان انتخاب است و ملاك ارزشمند بودن افعال آدمى در همين جاست، و گرنه موجودى كه تنها يك راه در پيش دارد و آن را بدون اختيار مىپيمايد، شايسته پاداش و كيفر نيست. اما انسان به دليل اين كه آگاهانه مىتواند راههاى نادرست را برگزيند، ولى برنمىگزيند و در راه راست گام مىنهد، شايسته پاداش و بزرگداشت است.
عوامل اعتقاد به جبر آشكار شد كه انسان، مختار و آزاد است و جبرى بر زندگىاش حاكم نيست و اين كه برخى گمان مىكنند انسان مقهور عاملى بهنام «سرنوشت» است كه راه گريزى از آن نيست، گمانى نادرست است. اينك بايد پى جست كه چرا با اين همه، برخى از انسانها، بهويژه گروههايى از مسلمانان، نظريه مجبور بودن انسان را مطرح كردهاند.
در اينجا توجه به عواملى كه سبب پديد آمدن اين نظريه شدهاند، ضرورى است و دو عامل سياسى و روانى در اين زمينه از اهميتى اساسى برخوردارند.
عامل سياسى: از ديرباز بسيارى از سياستمداران خودكامه براى خاموش كردن خشم مردم، جلوگيرى از شورش و انقلاب آنان و تداوم حكومت جابرانه خويش، به اين فكر دامن زدهاند كه انسان از خود اختيارى ندارد و دست تقدير، سرنوشت او را رقم مىزند و اگر گروهى امير و گروهى اسيرند، به قضا و قدر الهى است. اين گونه ديدگاه در تخدير