مبدا و معاد

مبدا و معاد - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٤

مشركان و معبودهاى آنان و سنگ‌ها، هيزم دوزخند. «١» خوراك دوزخيان، چيزى جز خار خشكِ تلخ و بدبو نيست؛ غذايى كه نه آنان را فربه مى‌كند و نه از گرسنگى مى‌رهاند. «٢» نه چيز خنكى مى‌چشند و نه نوشيدنى گوارايى، «٣» جز آبى سوزان و مايعى از چرك و خون. «٤» در ميان بادهاى كشنده و آب سوزان جاى دارند و «٥» در سايه دودهاى متراكم و آتش‌زا «٦»، كه نه خنك است و نه آرامبخش «٧». زندانى سخت براى كافران است. «٨» دوزخيان، بهشتيان را مى‌خوانند كه اندكى آب يا از آنچه خدا به شما روزى داده است، به ما ببخشيد! آنان مى‌گويند: «خداوند اين‌ها را بر كافران حرام كرده است.» «٩» از سويى ديگر، به نگهبانان دوزخ مى‌گويند: از پروردگارتان بخواهيد يك روز عذاب را از ما بردارد. «١٠» همچنين، فرياد مى‌كشند: «اى مالك دوزخ، (اى كاش) پروردگارت ما را بميراند (تا آسوده شويم.)» مالك مى‌گويد: «شما در اين‌جا ماندنى هستيد «١١».» در آن جا نه مى‌ميرند و نه زندگى مى‌كنند «١٢» و هرگز مرگ آنان فرمان داده نمى‌شود تا بميرند، و چيزى از عذابشان كاسته نمى‌شود. «١٣» اين‌ها همه در حالى است كه رانده شده درگاه خدا و نكوهيده‌اند «١٤» و جاودانه در دوزخ خواهند ماند. «١٥»