مبدا و معاد - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٣
درس پنجم: آثار ايمان به خدا انسان در سايه دانش گسترده خود بر بسيارى از مشكلات زندگى پيروز شده است.
براى نمونه، با شناختن دشمن نامرئىاش، ميكرب، و راههاى مبارزه با آن، خود را از بسيارى بيمارىها رهانيده است و با استخراج منابع زيرزمينى و استفاده از نيروهاى طبيعت، وسايل رفاه خويش را فراهم آورده است، ولى در كنار اين پيروزىهاى چشمگير علمى، به سكون خاطر و آرامش روان، كه زيربناى زندگى سعادتمندانه است، نهتنها دست نيافته، بلكه با پيشرفتهاى مادى و افزايش وسايل رفاه جسمانى، مشكلات روانىاش افزون گرديده است. گواه آن، آمارهايى است كه مطبوعات صنعتىترين كشورهاى جهان در اين باره منتشر ساختهاند.
در بررسى اين مشكل بغرنج، به علّتهاى زير برمىخوريم:
الف- مادّهگرايى بى حد و حساب: كسانى كه معنويات را بهدست فراموشى سپرده و جز مادّيات، هدفى ديگر ندارند، پيوسته براى ارضاى غرايز و اشباع اميال نفسانى خود تلاش مىكنند، ولى به يك دهم آنچه مىخواهند نمىرسند و نتيجهاى جز تشويش، اضطراب و ناآرامى فكرى نصيبشان نمىشود.
ب- انديشه فنا و مرگ: هر انسانى به يقين مىداند كه پس از مدتى خواهد مُرد و از آنچه به بهاى عمر خود گرد آورده است، دست خواهد شست. مرگ براى كسانى كه آن را پايان زندگى مىدانند و به جهان ديگرى براى ادامه حيات اعتقاد ندارند، چنان جانكاه و داراى فشار روانى است كه مجبورند عمر خويش را با تلخى سپرى سازند.
امّا آنچه مىتواند به انسان آرامش بخشد و اضطراب را از ميان بَرَد، ايمان حقيقى به خداوند است. آثار سازنده ايمان، بسياراست كه در اين جا مهمترين آنها را بر مىشماريم: