مبدا و معاد - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٨
نظر قرآن، انسان مختار و آزاد نمىبود، ارسال پيامبران و دعوت آنان بيهوده مىبود.
٢- آياتى كه به صراحت از اختيار و آزادى انسان در پذيرش يا نفى ايمان سخن مىگويند؛ مانند آن جا كه خداوند مىفرمايد:
«انَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ امَّا شاكِراً وَ امَّا كَفُوراً» «١» ما راه را بدو نمايانديم، خواه شاكر باشد و [پذيرا گردد] يا ناسپاس.
«وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ» «٢» بگو: اين حق است از سوى پروردگارتان؛ هر كس مىخواهد ايمان آورد و هر كس مىخواهد كافر گردد! ٣- آياتى كه ايمان اجبارى را خواست خدا نمىدانند و آن را نكوهش مىكنند:
«لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ الَّا يَكُونُوا مُؤْمِنينَ انْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ اعْناقُهُمْ لَها خاضِعينَ» «٣» گويى مىخواهى جان خود را از شدت اندوه از دست دهى از آن رو كه آنان ايمان نمىآورند! اگر ما اراده كنيم، از آسمان بر آنان آيهاى نازل مىكنيم كه گردنهايشان در برابرش فرود آيد.
«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما اشْرَكُوا» «٤» و اگر خدا مىخواست [همه به اجبار ايمان مىآوردند، و] هيچ يك مشرك نمىشدند.
٤- آياتى كه پيامبران را تنها دعوت كننده، راهنما و ترساننده مىشمرند:
«فَانْ اعْرَضُوا فَما ارْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفيظاً انْ عَلَيْكَ الَّا الْبَلاغُ» «٥» و اگر روى گردانند [غمگين مباش]، ما تو را حافظ آنان [و مأمور اجبارشان] قرار