مبدا و معاد - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧١
معرفى مىكند و در سوره انعام، پس از نام بردن از هيجده پيامبر، مىفرمايد:
«اولئِكَ الَّذينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُديهُمُ اقْتَدِهْ» «١» آنان كسانىاند كه خداوند هدايتشان كرده، پس به هدايت آنان اقتدا كن.
و بايد گفت كه سامان بخشيدن و به حركت درآوردن نيروهاى خفته در نهان انسان در جهت رضاى خدا و صلاح بشريّت، تنها از عهده پيامبران الهى برمىآيد.
٤- خلوص و قاطعيت از ديدگاه اسلام ارزش هر كارى، در گرو خلوص آن كار براى خداست و هر كارى، حتى عبادت، اگر تنها براى بهدست آوردن مال دنيا يا شهرت و برترى در جامعه و يا هر انگيزه غير الهى ديگر انجام گيرد، بىارزش محسوب مىشود و انجام دهنده آن، منزلتى نزد خداوند نمىيابد. پيامبران از آن جا كه از سوى خدا برانگيخته مىشوند و رسالت الهى بر دوش دارند، در كار خود انگيزه و هدفى جز تحصيل رضاى خداوند ندارند.
از اين رو، چنان استقامت و پايمردىاى از خود نشان مىدهند كه در تاريخ بىنظير است و اين جز از گذر خلوص نيّت و پشتوانه الهى صورت نمىپذيرد. در تاريخ، پيامبرى نبوده كه مردم را هدايت كند و مشكلات آنان را از ميان بردارد مگر اين كه گفته است: من از شما اجر و مزدى نمىخواهم و اين سخنى است كه قرآن از پيامبران نقل كرده است:
«وَ ما اسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ اجْرٍ انْ اجْرِىَ الَّا عَلى رَبِّ الْعالَمينَ» «٢» من در برابر كارم مزدى از شما نمىخواهم. مزد من جز بر پروردگار جهانيان نيست.
قاطعيت و استوارى پيامبران، معلول همين خلوص نيّت و الهى بودن هدف است.
همين خلوص نيّت است كه به موسى و برادرش هارون توانى مىدهد كه بتوانند با يك عصاى چوبين به دربار طاغوت قدرتمندى چون فرعون وارد شوند و او را به توحيد دعوت كنند.