مبدا و معاد

مبدا و معاد - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٤

مى‌دمد و انسان را براى مقصدى دوردست به تلاش وامى‌دارد. اينك، به اختصار، برخى از آثار سازنده ايمان به معاد را برمى‌شماريم:
الف- آرامش در بيكرانه‌ها اعتقاد به زندگى پس از مرگ، دامنه پرواز انديشه آدمى را از عالم خاكى مى‌رهاند و آفاق انديشه‌اش را از تنگناى زندگى مادى آزاد مى‌كند. پيروان مكتب‌هاى مادّى، به گمان اين كه انسان موجودى مادّى است، او را در ديوارهاى بيجان مادّه زندانى مى‌كنند و توان و كوشش او را در پهنه طبيعت محدود مى‌سازند و سعادت آدمى را در چارچوب زندگى مادّى ترسيم مى‌كنند و سرانجام، تلاش، كوشش، فرجام زندگى و هستى‌اش را در دل تيره خاك و پهنه بى‌فروغ و تاريك جهان مادّى مدفون مى‌سازند. نتيجه قطعى اين بينش، احساس پوچى و بيهودگى است كه هرگونه معنا و مفهوم را از زندگى بشر سلب كرده و روزنه اميد را به روى او مى‌بندد.
امروزه، انديش مندان اعتراف دارند كه گسترش بيمارى‌هاى روانى و بالا رفتن آمار خودكشى در كشورهاى پيشرفته و صنعتى جهان، از مادّى‌گرايى، پوچ‌گرايى، لذت‌جويى، بى‌ايمانى و سرانجام از كاهش رويكرد به دين سرچشمه مى‌گيرد. آنان كه مى‌پنداشتند با پيشرفت فناورى و گسترش دانش بشرى و علوم تجربى نياز به دين از ميان مى‌رود و دين جايش را به دانش مى‌دهد، دريافته‌اند كه بشر امروز، بيشتر از همه دوره‌هاى گذشته، به معنويت و ايمان مذهبى نيازمند است و سعادتى كه در پرتو دانش براى بشر گمان برده بودند، تنها سرابى فريبنده است كه عطش جان و روانش را سيراب نمى‌كند.
بنابراين، تنها در سايه ايمان به مبدأ و معاد است كه پوچى و بى‌هدفى از كوى جان آدمى رخت برمى‌بندد و از صحنه‌هاى اجتماعى محو مى‌شود و در پرتو آن زندگى بشر روشنايى و فروغ مى‌يابد.
ب- مسؤوليت آفرينى‌ مسؤوليت، تعهّد، ايثار، فداكارى و شهادت، واژه‌هايى زيبايند كه در تاريخ مبارزه‌هاى ملت‌ها بر سر زبان‌ها بوده و همه مكتب‌هاى دينى و فكرى پيروان خود را به آن فراخوانده‌اند. اما با اندكى دقت معلوم مى‌شود كه تنها در پرتو ايمان به معاد و قيامت اين‌