مبدا و معاد - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٩
آن مسأله، فرعى از اصولِ القا شده نبود، حكم آن را از معصوم مىپرسيدند. مسأله چهارم نيز از نگاه امامان دور نماند و با بيان دستورالعملها و تعيين اوصاف و شرايط والى و حاكم، تكليف شيعيان را در اين باره معلوم كردند؛ چنان كه امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
بنگريد، آن كس از شما كه راوى حديث ما و صاحبنظر در حلال و حرام و به احكام ما آگاه باشد [فقيه و مجتهد جامعالشرايط] به حكومت او رضايت دهيد. من او را بر شما حاكم قرار دادم و هرگاه به حكم ما حكم كند و شما از او نپذيريد، حكم خدا را خوار شمردهايد. اگر او را ردّ كنيد، ما را ردّ كردهايد، و ردّ كننده ما ردّ كننده خداست و ردّ خدا در حد شرك به خداست. «١» همچنين، امام على عليه السلام مىفرمايد:
هرگاه امام مسلمانان بميرد يا كشته شود، بنابر قانون خدا بر آنان واجب است پيش از انتخاب امامى عفيف، عالم، پرهيزگار و دانا بر قضاى اسلام و سنت معصومان، كه امر مسلمانان را سامان دهد و ميانشان حكم نمايد و حق مظلوم را از ظالم بستاند و حفظ كند و اموال عمومى را گرد آورد و جمعه و جماعت و حج را اقامه كند و صدقه و زكات را جمع آورد به هيچ عملى دست نزنند و گام از گام برندارند. «٢» بنابراين بر مسلمانان لازم است هرگاه شرايط را براى اقامه حكومت اسلامى مناسب ديدند، نخست رهبرى شايسته برگزينند و سپس تحت رهبرى او براى اقامه حكومت اسلامى بكوشند؛ همچنانكه مردم مسلمان ايران، نخست، رهبرى شايسته چون امام خمينى قدس سره را برگزيدند و سپس تحت رهبرىاش، حكومتى اسلامى بنيان نهادند و چون آن امام بزرگوار دار فانى را وداع گفت، پيش از هر كار، رهبرى شايسته ديگرى برگزيدند.
در دوران غيبت صغرى يكى از اصحاب امام زمان (عج) به آن حضرت نامهاى نوشت و پرسيد كه در پيشامدها به چه كس رجوع كند. امام در پاسخ مرقوم فرمود: