مبدا و معاد

مبدا و معاد - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٦

جهان به چشم مى‌آيند كه اسباب آن‌ها را با آزمايش‌هاى تجربى نمى‌توان شناخت و از آن‌جا كه هيچ حادثه‌اى بى‌علت نيست، بايد آن پديده‌ها داراى علل غير طبيعى باشند.
معجزه‌هاى پيامبران و كارهاى خارق‌العاده مرتاضان از اين گونه‌اند. ولى براى اين كه آشكار شود كدام پديده خارق‌العاده، معجزه است، بايد نشانه‌هايى را پى جست كه عبارتند از:
١- معجزه مغلوب هيچ عاملى نمى‌شود؛ نه عامل طبيعى مى‌تواند معجزه را باطل كند و اثرش را از ميان برد و وقوعش را مانع شود و نه عامل غير طبيعى. به‌عنوان نمونه، يك شخص مرتاض در اثر رياضت، قدرت نفسانى پيدا مى‌كند و مثلًا مى‌تواند با يك اشاره، جسمى سنگين را در هوا نگاه دارد. در اين‌جا ممكن است يك مرتاض قويتر اين كار او را خنثى كند و با يك اشاره، آن جسم را پايين آورد يا از همان آغاز جلو تأثير اراده او را بگيرد. ولى در اعجاز چنين نيست و هيچ كس نمى‌تواند وقوع معجزه را مانع شود؛ زيرا هر چيزى در برابر اراده الهى محكوم است و نمى‌تواند وقوع كارى را كه خدا خواسته است، مانع شود.
٢- معجزه تعليم و تعلّم‌پذير نيست؛ درسى نيست كه كسى بخواند و بياموزد و رياضتى نيست كه با انجام آن كسى توان معجزه كسب كند، بلكه موهبتى الهى است كه خداوند آن را نشانه نبوّت قرار داده است. ولى ديگر كارهاى غير عادى، كه از برخى سر مى‌زند، تعليم و تعلّم‌پذير و كسب كردنى‌اند و ديگران نيز مى‌توانند با آموزش و تمرين ويژه، به آن‌ها دست يابند.
٣- معجزه همراه با ادعاى پيامبرى است و سندى است براى آشكار ساختن درستى آن. از اين رو، اگر كسى كارى خارق‌العاده انجام دهد، ولى مدّعى پيامبرى نباشد، آن كار خارق‌العاده، معجزه ناميده نمى‌شود.
تفاوت معجزه با كرامت: اگر امور خارق‌العاده- كه از اولياى الهى سر مى‌زند- همراه با ادعاى پيامبرى باشد، آن را معجزه و آورنده‌اش را پيامبر مى‌نامند؛ و اگر آن اولياى الهى ادعاى پيامبرى نكنند، كارشان كرامت ناميده مى‌شود.
نمونه‌هايى از كرامت اولياى خدا در قرآن ذكر شده است؛ مانند ماجراى حضرت‌