مبدا و معاد - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٠
همان حال به هيچ گناهى آلوده نيستند. پيامبران كسانى هستند كه به اوج بندگى رسيده و خداوند آنان را برگزيده و از آغاز آفرينش انسان، كه شيطان در پى گمراه كردن فرزندان آدم برآمد، از گمراهى او به دور بودهاند:
«قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَاغْوِيَنَّهُمْ اجْمَعينَ الَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الُمخْلَصينَ» «١» شيطان گفت: قسم به عزت تو، بىگمان همه بندگانت را گمراه مىكنم جز بندگان مخلَصِ تو.
آنان چنانند كه حتى ابليس، خود مىداند كه نمىتواند آنان را بفريبد. عصمت پيامبران، به بينش و درجه يقين و ايمانشان مربوط است؛ زيرا كسى كه گناه مىكند، زشتى آن را به خوبى درنمىيابد و يا مغلوب هواهاى نفسانى مىشود. اگر درجه ايمان و بينش كسى بهحدّى برسد كه خود را هنگام گناه كردن چون كسى ببيند كه مىخواهد خود را از كوه پرتاب كند و يا زهر كشندهاى را بنوشد، هرگز به سوى گناه نمىرود و چنين حالى را عصمت از گناه مىناميم. پس، عصمت آنان، ناشى از كمال ايمان و شدّت تقواست كه عوامل گناه را در وجود آنان از ميان مىبرد.
٣- رهبرى بىمانند از ويژگىهاى ديگر پيامبران، رهبرى بىمانند و تاريخساز آنان است. پيامبران براى برپايى قسط و عدالت و هدايت انسانها بهتوحيد و خداپرستى و مبارزه با طاغوت بهپا مىخيزند و با بيدار كردن نيروهاى خفته و شكوفا نمودن استعدادها و گسيختن غلّ و زنجير از دست و پاى مردم ستمديده، چنان دگرگونى و تحوّل در جامعه پديد مىآورند كه آثار كوششهاى آنان، براى هميشه بر جاى مىماند؛ چنان كه بيشتر قهرمانان حماسههاى قرآنى را پيامبران تشكيل مىدهند و قرآن با بازگو كردن حماسه رهبرى و دعوت پيامبران به توحيد و مبارزه با ظلم، آنان را بهعنوان نمونههايى آرمانى، به مردم