مبدا و معاد

مبدا و معاد - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٥

هدايتگرى عقل براى انسان، مانند هدايت پدرى است كه كودكش را نصيحت مى‌كند كه دانش بجويد و به مدرسه رَوَد تا آينده‌اى درخشان يابد. او پند پدر را مى‌شنود و به‌سوى مدرسه حركت مى‌كند، اما در ميان راه كودكان را سرگرم بازى مى‌بيند، كيف و كتاب را به كنارى افكنده، به بازى سرگرم مى‌شود و سخنان پدر را به كلى فراموش مى‌كند.
آيا خيانتكاران، دروغگويان، مفسدان و آدمكشان، بدى و زشتى كارشان را نمى‌دانند، يا مى‌دانند و از هوا و هوس و غرايز سركش خود پيروى مى‌كنند؟! پاسخ به يك نياز مهم‌ انسان بايد در مسير تكامل خود، آزادانه، گام بگذارد و با انتخاب و نيروى اراده به‌سوى هدفش حركت كند، ولى عقل و دانش محدود بشر، از توان بازشناختن تمامى فراز و نشيب‌هاى اين راه بى‌بهره است. اين‌جاست كه به نيرويى برتر از عقل، نياز مى‌افتد كه نخست عقل را از توان جولان در همه مسائل زندگى شخصى، اجتماعى و اخروى بهره‌مند سازد و سپس آن را در برابر نيروهاى سركش غرايز، آسيب‌ناپذير كند.
در جهان‌بينى الهى، نظام هستى، نظام اكمل و احسن است. بنابراين، پروردگار جهانيان، اين نياز مهم را بى‌پاسخ نگذاشته و در افق وحى، طرح جامع و كامل جنبه‌هاى مختلف زندگى بشر را نمايانيده و پيامبران را براى بارور و شكوفا سا مبدا و معاد ٧٢ ٥ - مبارزه با ظلم ص : ٧٢ ختن و آسيب‌ناپذير كردن عقل آدمى برانگيخته است.
بوعلى سينا در كتاب نجات نياز بشر را به شريعت الهى و وحى چنين توضيح‌مى‌دهد:
نياز به پيامبر و بيان كننده شريعت الهى در بقاى نوع انسان و رسيدن انسان به كمال انسانى‌اش بسى بيشتر از نياز به رويانيدن مو بر ابروان و مقعّر ساختن كف پاها و منافعى ديگر از اين قبيل است كه تنها در بقاى نوع انسان سودمند مى‌افتد، بى‌آن‌كه در بقاى نوع، ضرورت داشته باشد. «١» بنابراين، وقتى دستگاه آفرينش نيازهاى كوچك و غيرضرورى را برآورده است،