مبدا و معاد - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٧
درس هفتم: انسان و سرنوشت از بحثهاى بنيادين اصول عقايد، كه ارتباطى بسيار نزديك با موضوع عدل الهى دارد، بحث درباره اختيار و آزادى انسان و نفى جبر است. در اين جا پرسشهايى مطرح است كه پاسخ بدانها ضرورى است؛ مثل اين كه آيا انسان داراى اختيار و توان انتخاب است؟ يا اين كه جبرى خارج از وجود او بر اعمال و رفتارش حاكم است؟ و آيا اختيار او محدود به حدودى است، يا بى حد و مرز است؟ ديگر آن كه نقش قضا و قدر در اعمال انسان چگونه است و آيا راه فرارى از آن هست يا نه؟ و سرانجام اين كه آيا عقل و دين براى انسان مسؤوليتى را لازم شمردهاند يا نه.
رجوع به عقل و وجدان براى يافتن پاسخ اين پرسشها، يكى از آسانترين راهها رجوع به عقل و وجدان خود انسان است. هر انسانى با رجوع به وجدان خويش در مىيابد كه در انتخاب راه و روش و كردار خويش تا حد بسيارى آزاد است؛ مثلًا در زندگى مادّى خود مىتواند خوراك، پوشاك، محل سكونت و مانند آن را انتخاب كند. در مسائل معنوى نيز هر كس مىتواند راه و روشى برگزيند و به آيين و آداب ويژهاى عمل كند.
قرآن و اختيار انسان علاوه بر وجدان، آيات فراوانى از قرآن بر آزادى و اختيار انسان گواهى مىدهند كه مىتوان آنها را به چند دسته تقسيم كرد:
١- آيات مربوط به رسالت پيامبران و دعوت انسان به آيين حق با انذار و تبشير؛ اگر از