مبدا و معاد - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٩
درس ششم: عدل الهى با اين كه عدل يكى از صفات خداست، در بحثهاى مربوط به اصول عقايد، از آن بهگونه مستقل بحث مىكنند و آن را بهعنوان مبدا و معاد ٥٤ عدل در جزا ص : ٥٣ اصل دوم از اصول عقايد به شمار مىآورند.
در قرن اوّل هجرى ميان مسلمانان گروهى پيدا شدند كه طرح موضوع عدل و ظلم را درباره خداوند، به كلّى بيجا دانستند و بر آن رفتند كه عدل و ظلم درباره افعال خدا مفهومى ندارد و خداوند هر كارى كند، بر حق و عدالت است. حتى اگر خداوند، تمام پيامبران و صالحان را به دوزخ و تمام بدكاران و جانيان را به بهشت برد، عين عدالت است.
در برابر اين گروه، پيروان اصل عدالت بودند كه «عدليه» نام گرفتند و براى اثبات اعتقاد خود و نيز روشن شدن بطلان عقيده گروه اوّل، عدل را، كه يكى از صفات خداست، بطور مستقل مورد بحث قرار دادند تا مطلب بطور كامل، روشن و آشكار گردد و جاى هيچگونه ترديد و ابهامى باقى نماند.
معناى عدل معناى لغوى عدل، جاى گرفتن هر چيز در جاى شايسته و بايسته خود است. اين معنا در كلّ جهان آفرينش حكمفرماست. حديث پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز بر اين معنا اشارت دارد كه فرموده است:
«بِالْعَدْلِ قامَتِ السَّمواتُ وَالْأَرْضُ» «١» به عدالت، آسمانها و زمين بر پاست.