مبدا و معاد - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٧
هر كس به اندازه ذرهاى نيكى كند، آن را مىبيند و هر كس به اندازه ذرهاى بدى كند، آن را مىبيند.
٥- خوشبينى به نظام هستى ايمان دينى از آن رو كه بينش انسان را نسبت به جهان سامان مىدهد، آفرينش را هدفدار و هدف را خير و تكامل و سعادت معرفى مىكند. از اين رو، انسان را نسبت به نظام كلّى هستى و قوانين حاكم بر آن خوشبين مىسازد.
انسان مؤمن در جهان هستى، مانند كسى است كه در كشورى زندگى مىكند كه قوانين و ارزشهاى آن را درست و عادلانه مىداند و به خيرخواهى گردانندگان كشور ايمان دارد و زمينه ترقى و تعالى را براى خود و ديگران، فراهم مىبيند و معتقد است تنها چيزى كه ممكن است موجب عقبماندگى او شود سستى و كوتاهى خود اوست. از نظر چنين شخصى، هر نقصى كه هست، از آن جاست كه او و امثال او، وظيفه خويش را انجام نمىدهند. اين انديشه، او را به نشاط درمىآورد و با خوشبينى و اميدوارى، به حركت و جنبش وامىدارد.
اما انسان بىايمان، نظام هستى و قوانين حاكم بر آن را درست نمىشناسد و آن را بهگونه نادرست توجيه و تفسير مىكند. از اين رو، به نظام هستى با بدبينى مىنگرد. او مانند كسى است كه در كشورى زندگى مىكند كه قوانين و ارزشهايش را نادرست و ظالمانه مىداند.
درون چنين كسى، همواره پر از حقد و كينه است. او هرگز به فكر اصلاح خود نمىافتد، بلكه گمان مىكند كه سراسر هستى، ظلم و جور و نادرستى است، و اينك كه چنين است، پس درستى ذرهاى مانند من چه ارزشى دارد. چنين كسى هرگز از جهان، لذّت نمىبرد. جهان براى او همواره مانند يك زندان هولناك است. قرآن كريم در اين باره مىفرمايد:
«وَ مَنْ اعْرَضَ عَنْ ذِكْرى فَانَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً» «١» هر كس از ياد من روى برتابد، زندگى تنگ و سختى خواهد داشت.
آرى، ايمان است كه زندگى را در جان ما فراخى و شادى مىبخشد كه انسان بىايمان از آن بىبهره است.