مبدا و معاد - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٢
خلاصه درس خداوند، وجودى يكتاست كه همتايى ندارد و از چيزى تركيب نيافته است و او را جزئى نيست؛ نه جزء عقلى دارد و نه جزء خارجى. اين را توحيد در ذات مىگويند.
توحيد در صفات آن است كه صفات خداوند، عين ذات اوست و هيچگونه دوگانگى ميان ذات و صفات خداوند نيست. اگر خداوند از دو جزء «ذات و صفات» مركّب باشد، تركيب مستلزم نياز است و نيازمندى با خداوند غنى، سازگار نيست.
توحيد در افعال، يعنى خداوند در كارهايش نيازى به كمك ندارد و اگر كارى را با اسباب انجام مىدهد، اسباب را نيز خود مىآفريند. موجودات در افعالشان از او مستقل نيستند و انسان را نيز او اراده و قدرت بخشيده است. چون در مىيابيم كه آفرينش و تدبير اين جهان، به دست كسى جز خداوند نيست و همه عوامل مؤثر در جهان، در فرمان اويند، بدين حقيقت خواهيم رسيد كه پرستش و نيايش جز در برابر او شايسته نيست اگر پرستش از روى نياز باشد، تنها خداوند است كه به رفع نيازها تواناست و اگر عبارت از شيفتگى موجودى ناقص در برابر وجودى كامل باشد، باز هم تنها خداوند است كه شايسته چنين شيفتگى و شيدايى است.
پرسش ١- منظور از توحيد در ذات چيست؟
٢- اگر دو خداوند همانند موجود باشند، چه اشكالى پيش مىآيد؟
٣- چرا به توحيد در صفات بايد معتقد بود؟
٤- توحيد افعالى را تعريف كنيد.
٥- چرا جز خداوند، ديگران شايسته پرستش نيستند؟