مبدا و معاد - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣
چنانچه جهان آفرينش را دو آفريدگار باشد، آثار هر دو، در تشريع و اعزام پيامبران و نيز در نظام خلقت ديده مىشود؛ در صورتى كه در جهان تشريع و تكوين، از خداى ديگر اثرى نيست؛ زيرا هيچ پيامبرى از سوى او نيامده است (: وحدت و هماهنگى پيام رسانان) و همچنين در جهان آفرينش از قدرت و تدبير خداى ديگر، اثرى به چشم نمىخورد و پيوستگى تمام اجزاى جهان، در همه جا مشهود است (: وحدت نظام) و اين وحدت نظام و پيام رسانان، حكايت از وحدت آفريننده دارد.
ابطال فرضيّه چند خدايى قرآن، فرضيّه چند خدايى را چنين ردّ مىكند:
«مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ اذًا لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ» «١» خدا كسى را به فرزندى نگرفته و هرگز با او خدايى نبوده و گرنه هر خدايى با آنچه خود آفريده سر و كار داشت و برخى خدايان بر برخى ديگر برترى مىيافتند. خداوند از آنچه آنان وصف مىكنند، منزّه است.
اگر جهان را چند آفريدگار باشد، رابطه اين آفريدگاران با جهان، بايد به يكى از چند صورت زير باشد:
١- هر يك از آنها صاحب اختيار و فرمانرواى بخشى از جهان باشند و هر يك از اين بخشها داراى نظامى مستقل از نظامِ بخشهاى ديگر. ولى مىبينيم كه سراسر جهان، يك نظام هست؛ نظامى يگانه و به هم پيوسته.
٢- از ميان اين آفريدگاران، يكى برتر از ديگران و بر آنها حاكم باشد و به كار آنها وحدت و هماهنگى بخشد. در اين صورت نيز تنها آفريدگار برتر، فرمانرواى كلّ جهان است و ديگران كارگزاران اويند.
٣- هر يك از اين خدايان به تنهايى بر سراسر جهان فرمان رانند و در هر مورد به