مبدا و معاد

مبدا و معاد - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٢

نيكوترين اخلاق و زيباترين رخسار را دارند. «١» خدمتكارانى از پسران زيباروى بهشتى، كه هميشه نوجوانند و پيوسته به خدمت، گرداگرد آنان مى‌گردند «٢» و هرگاه به آنان بنگرند، گمان مى‌رود مرواريد پراكنده‌اند. «٣» كوزه‌ها و ظرف‌هاى شايسته بلورين پر از غذا و بهترين نوشيدنى‌ها و جام‌هاى طلايى و نقره‌اى از شراب ناب بهشتى «٤» كه نه بهشتيان از آن سردرد مى‌گيرند و نه مست مى‌شوند. «٥» بهشتيان با لباس‌هاى حرير بهشتى «٦» بر فرش‌هايى با آسترهايى از ديبا و ابريشم بر تخت‌هايى تكيه زده‌اند كه با بهترين و زيباترين پارچه‌هاى سبز رنگ پوشانده شده‌اند «٧» و نه آفتاب را در آن جا مى‌بينند و نه سرما را. «٨» خلاصه آن كه بهشت پر از نعمت است «٩» و نيكوترين جايگاه و استراحتگاه است «١٠» و هر چه دل‌ها مى‌خواهد و چشم‌ها از آن لذّت مى‌برد، در بهشت هست «١١» و هر چه بخواهند، آماده و فراهم است و از همه بالاتر، خشنودى و آمرزش پروردگارشان شامل حال آن‌هاست: «١٢» «وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرى‌ مِنْ تَحْتِهَا الْانْهارُ خالِدينَ فيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فى‌ جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ اكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ» «١٣» خداوند به مردان و زنان با ايمان، باغ‌هايى از بهشت و عده داده كه نهرها از زير آن جارى است؛ جاودانه در آن خواهند ماند و مسكن‌هاى پاكيزه‌اى در بهشت‌هاى عَدْن‌