مبدا و معاد - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٣
[پس از مرگ] به او گفته شد: «به بهشت در آى.» او گفت: «اى كاش قوم من [كه سخنم را نپذيرفتند] اكنون مىدانستند كه چگونه پروردگارم مرا آمرزيد و مرا از بندگان گرامى داشته شده قرار داد.» در آيات پيش ماجراى گفت و گوى اين مرد صالح (مؤمن آل يس) با قومش آمده است. او، آنان را به پيروى از رسولانى كه در شهر «انطاكيه» مردم را به پرستش خالصانه خداوند مىخواندند، دعوت مىكند. سپس، ايمان و اعتقاد خويش را اعلان مىكند و از آنان مىخواهد كه سخنش را بشنوند و راه او را در پيش گيرند.
مردم از او پيروى نمىكنند تا اين كه به جهان ديگر مىرود و در آن جا مغفرت و كرامت الهى را درباره خود مشاهده مىكند. آن گاه آرزو مىكند كه اى كاش قوم من كه هنوز در دنيا بهسر مىبرند، از رستگارى من در اين جهان آگاه مىشدند. آشكار است كه همه اين رويدادها مربوط به پيش از قيامت كبرى است؛ زيرا در قيامت همه انسانهاى پيشين و پسين حاضر مىشوند و كسى در اين دنيا نخواهد بود.
دسته سوم آياتىاند كه در آنها از حيات پس از مرگ و پيش از قيامت انسانهاى سعادتمند و نيكوكار يا انسانهاى نگونبخت و گناهكار ياد شده است:
«وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا فى سَبيلِ اللَّهِ امْواتاً بَلْ احْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحينَ بِما اتيهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ الَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» «١» گمان مبر آنان كه در راه خدا كشته شدند، مردهاند. بلكه زندهاند، نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند و بدانچه خدا از فضل و رحمت خويش بدانان عنايت كرده است، شادمانند و بشارت مىدهند به كسانى كه هنوز در پى ايشان بدانان ملحق نشدهاند كه بر آنان خوفى نيست و غمگين نمىشوند.
در آيهاى ديگر مىفرمايد:
«وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَونَ سُوْءُ الْعَذابِ النّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوّاً وَ عَشِيّاً، وَ يَوْمَ