مبدا و معاد

مبدا و معاد - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٧

آگاه باش! اگر مردم مى‌دانستند كه مرگشان به چه نعمت‌هايى مى‌انجامد، آن را دوست مى‌داشتند؛ بسيار بيشتر از خردمندى كه خوردن دارو را براى دفع بيمارى‌ها و جلب سلامتى دوست مى‌دارد.» «١» عامل اساسى براى نهراسيدن از مرگ، ايمان به مبدأ و معاد، عمل صالح و تقرّب به خداست و هر قدر ايمان و عمل شايسته بيشتر شود، ترس از مرگ كمتر مى‌گردد، بلكه در اثر ايمان و عمل صالح انسان به جايى مى‌رسد كه نه تنها از مرگ نمى‌هراسد كه مشتاق آن نيز مى‌شود؛ زيرا مرگ را وسيله رسيدن به محبوب و دار كرامت آخرت مى‌بيند.
معصومين و آرزوى مرگ‌ زندگى دنيا، مقدّمه‌اى براى زندگى آخرت است. اگر از اين مقدّمه براى نيل به كمال بهره جسته شود، هر چه طولانى‌تر شود، بهتر است؛ زيرا بر كمال انسان مى‌افزايد و انسان در آخرت از درجات بالاترى برخوردار مى‌گردد. از اين رو، مى‌بينيم در موارد بسيارى بزرگان دين، از خدا خواسته‌اند كه عمرى طولانى بدانان دهد و در دعا به ما آموخته‌اند كه از خدا طول عمرى همراه با عافيت بخواهيم. امام سجّاد عليه السلام چنين از درگاه خداوند مى‌خواهد:
«وَ عَمِّرْنى‌ ما كانَ عُمْرى‌ بِذْلَةً فى‌ طاعَتِكَ فَاذا كانَ عُمْرى‌ مَرْتَعاً لِلشَّيْطانِ فَاقْبِضْنى‌ الَيْكَ» «٢» پروردگارا! تا آن‌گاه كه عمر من در راه طاعت تو است، بر آن بيفزاى. اما اگرعمر من چراگاه شيطان شد، جان مرا بگير.
همچنين، حضرت فاطمه زهرا عليها السلام خطاب به پيشگاه الهى عرضه مى‌دارد:
«اللَّهُمَّ بِعِلْمِكَ الْغَيْبِ وَ قُدْرَتِكَ عَلَى الْخَلْقِ احْيِنى‌ ما عَلِمْتَ الْحَياةَ خَيْراً لى‌ وَ