علل پيشرفت و انحطاط مسلمين

علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٩

از موارد استعمال مادّه «جهل» و «جهالت» در فرهنگ پيشوايان معصوم عليهم السلام، چنين برمى‌آيد كه جاهليّت با خطا و لغزش و زيان و ضرر معنوى همراه است، دورانديشى را از آدمى سلب مى‌كند و به فساد و كفر و الحاد مى‌برد. افرادى كه در حصار جاهليّت به‌سر مى‌برند، به جهل خود اعتراف نمى‌كنند و به پند و نصيحت خيرخواهان گوش جان نمى‌سپارند، به سنگ و صخره‌اى مى‌مانند كه نمى‌شكافد و آب از آن نمى‌جوشد. جاهل قدر خود را نمى‌داند؛ اعمال خوب را فداى آمال خود مى‌كند؛ به آرزو تكيه مى‌زند، نه به تلاش و كوشش؛ در كارها دچار افراط و تفريط مى‌شود، گاهى تند مى‌راند و به‌سقوط مى‌انجامد، گاهى كند مى‌رود از قافله عقب مى‌ماند. جاهل كسى است كه همواره به رأى و نظر خود بسنده مى‌كند و از دانايان دورى مى‌جويد و آنچه را نمى‌داند نمى‌طلبد. دل‌هاى جهل‌انديشان با حيله و نيرنگ پيوند خورده و زور و ظلم سرمايه آن‌هاست. آن‌ها كه در محدوده جاهليّت محصورند، نهى‌ناپذيرند و پيوسته در اضطراب و تشويش به سر مى‌برند، آرامش قلبى را از دست مى‌دهند و ملاك ارزش‌ها را طبق مصالح و منافع خود تغيير مى‌دهند. «١» اين صفات زشت در ميان جمعى از امّت اسلامى پس از نبى اكرم صلى الله عليه و آله به روشنى مشهود است. مسلمانان پس از فاصله گرفتن از خاندان وحى عليه السلام به جاهليت گرايش يافتند، پندها و مواعظ على و آل على عليه السلام را نپذيرفتند و به رأى خود عمل كردند، قدر و منزلت معنوى خود را ندانستند و از اولياى خدا و انسان‌هاى وارسته بريدند به افراد زورمند و زرمدار پيوستند.
گرايش‌هاى جاهلى از منظر قرآن‌ قرآن در مواردى، از گرايش‌هاى جاهلى سخن به ميان آورده و پيامدهاى آن را يادآور شده است. «گرايش جاهلى» به همان مفهومى كه گفته شد يعنى: بازگشت از مظاهر حق و ترك دستورات نبوى صلى الله عليه و آله و سيره عملى ايشان. «٢»