علل پيشرفت و انحطاط مسلمين

علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٠

دقت خاصّى در مقدمات، ابواب، فصول و نتايج مسائل آن مبذول شود، با وجود آن كه اين عدم تقيّد به‌طور طبيعى، مى‌بايست اختلافات و تناقض‌گويى‌هايى را در قرآن پديد آورد. علاوه بر آن، جامعه‌اى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در آن زندگى مى‌كرد بى‌قانون و عقب‌مانده بود، برخى از مسيحيان و بيگانگان نيز درصدد يافتن اختلاف و تناقض در قرآن بودند، اما با اين وصف، هيچ اختلاف و تناقضى در مجموع آن يافت نمى‌شود. «١» «وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَىْ‌ءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى‌ لِلْمُسْلِمينَ»؛ «٢» و ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز و مايه هدايت و رحمت و بشارت براى مسلمانان است.
بنابراين، به دليل آن كه قرآن همه تعليماتش را واضح و بدون ابهام بازگفته و رابطه آيات را با يكديگر به روشنى تبيين نموده، قابل نقض و اختلاف نيست و نوعى انسجام و هماهنگى بر آن حاكم است. حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد:
«انَّ الْكِتابَ يُصَدِّقُ بَعْضُهُ بَعْضاً وَ انَّهُ لَا اخْتِلافَ فيهِ»؛ «٣» بعضى از آيات قرآن بعضى ديگر را تصديق مى‌كند و اختلافى در آن نيست.
پس بادقت در مفاهيم و ابعاد سه‌گانه «فراگيرى و جامعيّت اسلام»، مردم، به‌ويژه افراد آگاه و مطّلع، درمى‌يافتند كه اين مكتب داراى نظام اجتماعى، سياسى، اقتصادى و تربيتى است و هرگز مانع پيشرفت و توسعه نمى‌باشد، بلكه راهگشا و پشتيبان آن است و نيز درمى‌يافتند كه دين اسلام برخلاف مسيحيت، نسبت به دنياى مردم بى‌تفاوت نيست، بلكه دنيا را نيز مطلوب مى‌داند و نيازمندى‌هاى رو به گسترش بشر را تأمين مى‌كند و حلّ و فصل دشوارى‌هاى جوامع را برعهده دارد. مردم با درك و دريافت عينى اين حقايق روشن، بى‌ترديد و با ذوقى سرشار به اسلام مى‌گرويدند و در پيشرفت آن، گام‌هاى مؤثّرى برمى‌داشتند.