علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٨
جاهليّت قطب مخاطب معرفت خدا و پيروى از سنّتهاى هدايتگر و حكومت الهى است، نه مخالف علم و تمدن مادى. «١» «افَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَ مَنْ احْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ»؛ «٢» آيا آنها حكم جاهليّت را مىخواهند؟! براى گروهى كه به يقين رسيدهاند، چه كسى بهتر از خدا حكم مىكند؟
يٌعنى: اگرچه دينى كه برخى از پذيرش آن اعراض مىكنند و يا پس از پذيرش، آن را وامىنهند دينى است كه از ناحيه خدا نازل شده و دين حقّى است و خود آنان نيز آن را به خوبى مىدانند، ولى با اين وصف، چرا به دليل رسوم و عادات جاهلى، از آن روى برمىتابند و تسليم آن نمىشوند با اينكه غير از اين احكام، هيچ حكم حقّى وجود ندارد و هر حكمى باشد، حكم جاهليّت و ناشى از هوا و هوسهاى جاهلان است؟ «٣» امام على عليه السلام مىفرمايند:
«الْحُكْمُ حُكْمان: حُكْمُ اللَّهِ وَ حُكْمُ الْجاهِليَّةِ، فَمَنْ اخْطَاءَ حُكْمَ اللَّهِ حَكَمَ بِحُكْمِ الْجاهِليَّةِ»؛ «٤» حكم بر دو گونه است: حكم خدا و حكم جاهليّت. پس هر كس حكم خدا را رها كند، به حكم جاهليّت تن داده است.
بنابراين، ميزان و مقياسى كه اسلام علل پيشرفت و انحطاط مسلمين ٩٣ مظاهرى از افكار جاهلى ص : ٩٣ حيات بشر را با آن مىسنجد حكومت هوا و خدا است. هر زمان و مكانى كه در آن هوا و هوس به جاى خدا حكومت كند، زمان و مكان جاهليّت است، خواه در سرزمين عربستان پيش از اسلام باشد و خواه در اقطار زمين و در قرن بيستم. «٥»