علل پيشرفت و انحطاط مسلمين

علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٥

درس دوازدهم: تلقّى نادرست از مفاهيم دينى‌ بى شك، مسلمانان در استحكام و توسعه دين خود، به پيشرفت‌هاى چشمگيرى رسيدند، به علوم و فنون زمان خود دست يافتند و در معارف عقلى و نقلى از ديگر ملل و اقوام سبقت جُستند، ولى هر قدر از پيشوايان دينى و خاندان نبوى عليهم السلام دورى گزيدند، از مفاهيم دينى فاصله گرفتند و برداشت‌هاى عقلانى و مصالح شخصى خود را در آن‌ها دخالت دادند، به حدّى كه اكنون برخى از آن‌ها حامل معانى اصيل و كُهَن خود نيست.
ترويج و توسعه معانى جديد و برداشت‌هاى نادرست از مفاهيم اصيل اسلامى، آثار نامطلوبى در شناخت اسلام، انديشه، عقيده و عمل مردم داشته است. در ذيل، به برخى از اين موارد اشاره مى‌شود:
١- سرنوشت و قضا و قدر مردم معمولًا تصور مى‌كنند كه هر حادثه‌اى، خواه فعل آدمى و خواه ديگر پديده‌هاى طبيعى، مقهور اراده الهى است و خواه و ناخواه در ظرف خود، واقع خواهد شد و هيچ‌كس قادر به تغيير آن نيست. «١» اين تفكّر در زمان حكومت فرعونى و استبدادى بنى‌اميّه رواج يافت؛ زيرا در زمان آنان، ستمگرى و سفّاكى به اوج خود رسيد و چون قهراً در طبايع شورش پيدا مى‌شد، هر گاه شكايتى از كسى اظهار مى‌شد، طرفداران حكومت به تقدير الهى حواله داده و او را ساكت مى‌كردند؛ مى‌گفتند: آنچه واقع مى‌شود، مقدّر و مرضىّ خداست. «٢»