علل پيشرفت و انحطاط مسلمين

علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٩

خلاصه درس‌ ١- سستى در دين و ناپايدارى در شؤون سياسى، اجتماعى و كشور دارى مسلمانان از ديگر علل عقب ماندگى آنان و انحطاط تمدن اسلامى است.
٢- سستى در امور دين و نداشتن استقامت لازم ناشى از عوامل گوناگونى است كه مهم‌ترين آن‌ها رفاه‌طلبى و ثروت‌اندوزى است؛ زيرا زراندوزى انسان را سرگرم و بدمست كرده، روح تلاش و تكاپو را از او مى‌گيرد و هر يك از آن‌ها اراده و تصميم انسان را سُست و مقاومت را از او سلب مى‌كند. به همين دليل، قرآن اتراف و رفاه‌زدگى را از عوامل هلاكت و سقوط اقوام گذشته معرفى مى‌كند و پيروانش را از تكاثر بازمى‌دارد. اما مسلمانان اين پند وحيانى را نپذيرفتند و همچنان مال و ثروت اندوختند و در دام دنياطلبى و رفاه‌زدگى گرفتار شدند.
٣- زمامداران ستم پيشه جهان اسلام انديشه و تلاش خود را در جمع‌آورى ثروت به كار انداختند و تمدن را تنها در تكاثر و تجمّل‌پرستى محدود كردند. بدين‌سان، در ممالك اسلامى قصرها و كاخ‌هاى مجلّلى ساختند كه امروزه نيز بيننده را شگفت‌زده مى‌كند. همين عوامل بود كه راه پيشرفت اسلام را بست و سدّ آهنين عزم و اراده مسلمانان را شكست.
٤- عقب نشينى و شكست نيروهاى اسلام در فرانسه و اسپانيا و همچنين شكست آن‌ها در جنگِ احُد نمونه بارزى است از طمع ورزى مسلمانان و دنياطلبى آنان كه بايد براى نسل‌هاى آينده عبرت‌آموز باشد.