علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٠
مىكردند و بدون الزام و اجبار و با آزادى كامل، آن را مىپذيرفتند. و اين اختصاص به زمان و مكان خاص و يا زبان شخص رسول خدا صلى الله عليه و آله نداشت، بلكه در نامهها و پيامهاى كتبى پيامبر صلى الله عليه و آله و در عصر و نسل پس از ايشان نيز اين پذيرش هويدا بود و مردم همچنان اسلام را بهترين دين مىشناختند. «ادوارد براون» در اين باره مىنويسد:
«... و مسلّم است كه قسمت اعظم كسانى كه تغيير مذهب دادند به طيب خاطر و اراده خودشان بود. پساز شكست ايران در قادسيّه، فىالمثل، چهار هزار سرباز ديلمى (نزديك بحر خزر) پس از مشاوره، تصميم گرفتند به ميل خود، اسلام آورند و به قوم عرب ملحق شوند. اينعده در تسخير جلولا به تازيان كمككردند و سپس با مسلمين در كوفه سكونت كردند و اشخاص ديگر نيز گروهگروه، به رضا و رغبت، بهاسلام گرويدند.» «١» نويسنده كتاب ديباچهاى بر رهبرى مىنويسد:
«تودههاى مردم نهتنها در خود، در برابر جاذبه جهانبينى و ايدئولوژى ضدّ تبعيض طبقاتى اسلام مقاومتى احساس نمىكردند، بلكه درست در آرمان آن، همان چيزى را مىيافتند كه قرنها به بهاى آه و اشك و خون، خريدار و جان نثار و مشتاق آن بودند و عطش آن را از قرنها در خود احساس مىكردند.» «٢» استقبال مردم تيسفون از لشكر اسلام و ورود مسلمانان به اين سرزمين گواه صادقى است بر نقش مردم در تداوم، تسريع، توسعه و پيشرفت اسلام. پيش از آنكه اسلام به مقابله آنها بيايد، آنها خود دعوتش كردند. اهل مداين (تيسفون) نان و خرما، به دست، در كوچهها به پيشواز اعرابى ايستاده بودند كه به فتح و تصرّف كاخ شاهى و فرش بهارستان مىرفتند. «٣» از مطالعه دقيق نمونههاى كوچك و بزرگ، مىتوان دريافت كه استقبال و پذيرش بىدريغ مردم از آيين اسلام از عوامل مهمّ پيشرفت اسلام بوده است.