علل پيشرفت و انحطاط مسلمين

علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٦

زمينه گسترش استبداد ستم‌پذيرى مسلمانان و تأييد عملكرد ستمگران توسط برخى از فِرَقِ مسلمانان از يك‌سو و توجيه فقهى و قرآنى جرايم مُستبدّان از سوى ديگر، سبب جسارت روزافزون زمامداران خودسر گرديد و حاكمان مستبدّ بيش‌تر تشويق شدند. چگونه تشويق نشوند، درحالى كه برخى از دانشمندان سنّى در متون فقهى و كلامى خود تصريح كرده‌اند كه اطاعت سلطان و حاكم جاير و دامن آلوده واجب است و بايد در مقابل بيدادگرى زمامداران صبر پيشه كرد و مبارزه با آنان صحيح نيست؛ چرا كه اين كار سبب اختلاف مى‌گردد و امنيت به رعب و وحشت تبديل مى‌شود؟! «١» ابوبكر به نقل از رسول خدا صلى الله عليه و آله گفته است:
به‌زودى فتنه‌هايى ايجاد مى‌شود كه نشستن بهتر از راه رفتن و راه‌رفتن بهتر از تلاش كردن، و تلاش بهتر از دامن زدن به آن فتنه‌هاست. آگاه باشيد هرگاه چنين فتنه‌اى پيش آمد، متفرق شويد؛ آن كسى كه شتر يا گوسفند دارد سراغ آن‌ها برود يا دنبال كشاورزى، آن كه هيچ يك را ندارد، شمشيرش را به سنگى بكوبد و بشكند (و مبارزه نكند.) «٢» بى‌ترديد، اين‌گونه احاديث از ناحيه زمامداران گمراه و دروغ‌پردازان و حديث‌سازان وابسته به سلاطين جعل گرديده است؛ چنان‌كه قرآن را نيز براى خوشايند حاكمان و حفظ مصالح آنان تفسير مى‌كنند.
سكوت و ستم‌پذيرى برخى از مذاهب اهل سنّت سبب پيدايش و گسترش استبداد و تشويق و ترغيب مستبدان گرديد. به‌عنوان نمونه، اشاعره بر اين باورند كه «انسان در اين دنيا مجبور است و همه كردارش به قضا و قدر الهى است.» بنابراين، خدا زمامداران را مجبور به ظلم نموده و ما هم بايد در برابر ظلم آنان ساكت باشيم و نمى‌توانيم به جنايات آن‌ها اعتراض كُنيم. «٣» با اين نظرات و نگرش‌هاى سطحى، تحريفى و جعلى، جامعه اسلامى به‌تدريج،