علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٤
مىشد، محدود و منوط به اجازه شركت انگليسى گرديد و رود كارون و مراتع تابعه آن در انحصار اين شركت درآمد. «١» بنابراين، يكى از اهداف استعمار در بهكارگيرى شيوههاى اقتصادى، غارت سرمايههاى ملى و به ذلّت بردگى كشيدن مردم يك كشور است.
«ان الْمُلُوكَ اذا دَخَلُوا قَرْيَةً افْسَدُوها وَ جَعَلُوا اعِزَّةَ اهْلِها اذِلَّةً»؛ «٢» پادشاهان هنگامى كه وارد منطقه آبادى شوند، آن را به فساد و تباهى مىكشند و عزيزان آن جا را ذليل مىكنند.
البته معلوم است كه ذلّت و ويرانى اختصاص به ورود و استقرار پادشاهان به جايى ندارد و ذكر آن از باب نمونه است، بلكه هر قدرتمند استعمارگرى چنين اهدافى را دنبال مىكند. «٣» ج- استعمار نظامى نيروى نظامى و دفاعى هر كشور از اركان اساسى آن است. از اين رو، استعمار همگام با سلطه فرهنگى، سياسى و اقتصادى بر ممالك اسلامى، درصدد برآمد تا سلطه نظامى نيز بر آنها داشته باشد و اهرم دفاعى كشور را دراختيار بگيرد؛ زيرا استعمار نظامى از شيوههاى كارامدى استكه در فرهنگ سياسى، ازآن به «استعمار افراطى» تعبير مىشود و عبارت است از روشهاى استعمارى مورد علاقه استعمارگران در برابر جنبشهاى ضدّ استعمارى. اين روشها بر شدت عمل فراوان استوار مىباشد و سردمداران آن اعتقاد دارند كه هرگونه حركت آزادى خواهانه و روشنفكرانه بايد قويّاً منكوب گردد. «٤» انگيزه اتّخاذ اين ش علل پيشرفت و انحطاط مسلمين ١٥٠ ١ - سيد جمالالدين اسدآبادى ص : ١٥٠ يوه عليه جهان اسلام بسيار روشن است؛ زيرا استعمار، چه غربى و چه شرقى، قدرت اسلام را به ديده يك معضل و گره اساسى مىنگرد و به منزله خطر اصلى عليه نظام استعمار بينالمللى تلقّى مىكند. از اين رو، براى به عزلت كشيدن مسلمانان و مهار قدرت آنان، اقدام به سيطره نظامى مىكنند.