علل پيشرفت و انحطاط مسلمين

علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٥

در حجاز، مذاهب قاديانى، بابيت، بهاييت و وهّابيت را پديد آوردند «١» تا عوام را بفريبند، نيروهاى اسلام را تضعيف نمايند و خواص را به پاسخ‌گويى، احتجاج و مناظره و مبارزه وادارند و آنان را از سير صعودى و حركت‌هاى سياسى مثبت و مترقّيانه بازدارند.
٢- بر هم زدن وحدت مسلمانان‌ استعمار از ديرزمان اهرم وحدت و انسجام مسلمانان را قطع كرده و ميان آنان فاصله انداخته است: از يك سو، در بين ممالك آن‌ها مرزهاى جغرافيايى پديد آورده و به تجزيه «دارالاسلام» پرداخته و طرح‌هاى جهان وطنى اسلام را از پيشرفت بازداشت و از سوى ديگر، نژادپرستى و تمدّن‌هاى اقليمى را در هر منطقه تبليغ كرده، مردم را با آن دل‌خوش نموده و تمدن اسلامى را در نظر آنان بى‌ارزش جلوه داده است. همچنين با ابداع مذاهب ساختگى سعى كرده است تا دل‌هاى آنان را از هم جدا سازد تا از پيشرفت‌هاى علمى و صنعتى و سياسى و اجتماعى بازمانند. در اين راه، موفقيت‌هايى هم به دست آورده است، به‌گونه‌اى كه اگر امروزه، حتى بيشتر مسلمانان هم فرامرزى بينديشند و جهان‌وطنى عمل كنند، باز هم نمى‌توانند به مدار واحد اعتصام دست يابند و انسجام يابند؛ زيرا مايه اوليه وحدت نظرى و عملى در صحنه سياست و اجتماع، انس و الفت قلبى و پيوند درونى افراد است؛ تا وقتى دل‌ها به هم نپيوندد، اجتماع تن‌ها و بدن‌ها اثرى ندارد. امام على عليه السلام مى‌فرمايند:
«انَّهُ لا غَناءَ فى‌ كَثْرَةِ عَدَدِكُمْ مَعَ قِلَّةِ اجْتماع قُلُوبِكُمْ»؛ «٢» تا آن گاه كه قلب‌هاتان هماهنگ نباشد، فزونى شمارتان سودى ندارد.
اكثريّت با وحدت افكار، ارزش مى‌يابد. اگر دل‌هاى مردم همسو نبوده و از يكديگر جدا باشد، سودى ندارد؛ بسان يك لشكر نظامى كه هر كدام يك بى‌سيم در دست دارند