علل پيشرفت و انحطاط مسلمين

علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٧

رو به نقصان است و در مقابل، تعداد مسيحيان را سه برابر مسلمانان قلمداد مى‌كنند. «١» علاوه برآن، اختلافات داخلى، كه خود از منافذ ديگر استعماراست، مسلمانان را بيش‌تر از هم پاشيده و مايه شكست سياسى، نظامى، علمى و فنّى آن‌ها گرديده است.
گوستاو لوبون مى‌نويسد:
«از روزى كه فتوحات كشورهاى اسلامى به پايان رسيد و جايى (تقريباً) نمانده بود كه فتح نشده باشد، از همان روز، مشغول جنگ داخلى شدند و همين جنگ داخلى هم سبب انقراض آن‌ها گرديد و در واقع، عرب قبل از آن كه از دشمن خارجى زيانى ببيند، به دست خود، موجبات سقوط و انقراض خويش را فراهم كرد.» «٢» او همچنين در مورد عوامل سقوط اندُلس مى‌نويسد:
«حكومت اعراب در اندلس، تقريباً هشتصد سال طول كشيده و در انقراض آن‌ها به قدرى كه جنگ‌هاى داخلى عامل مؤثّر بوده، حملات خارجى آن قدر مؤثّر نبود.» «٣» ٣- ترويج فساد استعمار براى سست نمودن ايمان مذهبى مسلمانان، فساد را در قالب‌هاى گوناگون رواج داده و با انواع وسايل، اقشار جوان را سرگرم نموده و مهم‌تر آن‌كه برخى از سرگرمى‌هاى فسادانگيز را جزو فرهنگ آنان معرفى كرده، از اين راه نيروى مقتدر و مستعدّ جامعه را ناتوان ساخته و سلطه فرهنگى خود را استحكام بخشيده است. براى اين منظور هم از راه‌هاى گوناگونى وارد شده است؛ از قبيل: ترويج مشروبات الكلى، فيلم‌هاى مبتذل و بدآموز، مجالس رقص و ساز و آواز، قمار بازى، تأسيس مدارس و مراكز فرهنگى مختلط، تجمّل‌پرستى و تبليغ الگوهاى متنوّع لباس و كالاهاى زينتى،