علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤١
تفقّهپذيرى از جمله اشكالاتى كه بر جامعيّت اسلام وارد شده، تعبّدى بودن آن است؛ بدين معنا كه بيشتر دستورات اسلام مبتنى بر تسليم و تعبّد محض است؛ عقل و انديشه نقشى در آنها ندارد و اين خود، ناديده گرفتن عقل و سدّ راه انديشه است.
در پاسخ، بايد گفت: مكتب اسلام از عقل و انديشه تجليل كرده و انسان را به تعقّل و تدبّر فرا خوانده؛ قرآن كريم پنجاه مرتبه از «عقل» و شانزده مرتبه از «تفكّر» نام برده و آن را عِدلِ «نقل معتبر» شمرده است:
«وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ اوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فى اصْحاب السَّعير»؛ «١» و مىگويند: اگر ما گوش شنوا داشتيم يا تعقّل مىكرديم، در ميان دوزخيان نبوديم.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله عقل را پايه دين «٢» و امام صادق عليه السلام آن را پيامبر باطنى و حجت ثابت ميان خدا و بندگانش خواندهاند. «٣» با اينگونه ارجگذارى نسبت به عقل، مىتوان گفت كه دين اسلام تعبّدپذير نيست، بلكه تفقّهپذير است. در اين مكتب، دستور تعبّد محض و خالى از مصلحت و حكمت و جود ندارد، بلكه همه احكام براساس حكمت جعل شده و بين حكم عقل و شرع تلازم برقرار است؛ يعنى: هر چه را عقل بر لزوم آن حكم كند، دين هم به لزوم آن حكم مىنمايد و هر چه را دين به آن حكم كند، عقل نيز به لزوم آن حكم مىنمايد؛ اگر عقل مصلحتى را كشف كرد- كشف يقينى و قطعى، نه كشف ظنّى و احتمالى- بايد به آن حكم كرد. پس قاعده ملازمه برگرفته از آيات و روايات پاسخگوى تعبّدى بودن احكام است. «٤»