علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٣
درس چهارم: فطرى بودن اسلام همگون بودن شريعت الهى با سرشت آدمى از ديگر علل گرايش مردم به اسلام محسوب مىشود. تكوين و تشريع دو مقوله منسجم و دو بازوى مقتدرى هستند كه در تمام زمينهها، بهطور هماهنگ عمل مىكنند و مخالفت و تضادّى ميان آنها نيست. هرگز ممكن نيست كه فرمان تكوينى خدا بر انجام كارى و فرمان تشريعى او برخلاف آن صادر شود. «١» بنابراين، نهتنها اركان نخستين دين، بلكه اصول كُلى آن ريشه در اعماق وجود انسان دارد كه از آن در قرآن، به «فطرت» تعبير شده و به معناى نوع خاصّى از خِلقت است. «٢» فطرت از كلمههاى خاصّ قرآنى است كه درخصوص انسان و ارتباط او با مكتب آسمانى براى نخستين بار در قرآن به كار رفته و پيشينه ادبى ندارد. «٣» تعريف «فطرت» «فطرت» در علم كلام و عقيدهشناسى و در تفسير و معارف قرآن، به گونههاى متفاوتى تعريف شده است:
١- عدهاى آن را «عقل ابتدايى بشر» مىدانند، غافل از آنكه عقل ابتدايى، تناقضات و مطالب متضاد را مىپذيرد و بهافسانه و خرافات نيز ايمان دارد، درحالىكه فطرت چنين نيست. «٤» ٢ «فطرت نيروى پيچيدهاى است كه حق را بر دل و مشاعر انسان تحميل مىكند.» «٥» اين تعريف مخالف حس وجدان و پذيرش اختيارى دين است. اگر اين مفهوم درست بود،