علل پيشرفت و انحطاط مسلمين

علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٥

درس يازدهم: زمامداران خودسر از ديگر عوامل عقب‌افتادگى مسلمانان، رهبرى زمامداران خودسر و مديران ناشايست بود كه در طول تاريخ، بر جوامع اسلامى ولايت داشتند. همان‌گونه كه رهبرى صحيح پيشوايان صالح و كاردان در پيشرفت جامعه نقش تعيين كننده دارد، رهبران ناشايست نيز در سرنوشت جامعه اثر نامطلوب مى‌گذارند و مردم را به انحراف و ركود و انحطاط و سقوط مى‌برند. بر اين اساس، قرآن آن‌ها را به دو دسته عمده تقسيم مى‌كند:
١ رهبران خدا محور و صالح كه در همه مراحل خدا را بر همه چيز مقدّم مى‌دارند و مردم را به سوى نور و سعادت مى‌خوانند:
«وَ جَعَلْناهُمْ ائِمَّةً يَهْدُونَ بِامْرِنا»؛ «١» و ما آن‌ها (پيامبران) را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت مى‌كنند.
٢ پيشوايان خود محور و ناشايست كه مصالح و منافع خود را بر خواسته‌هاى خدا ترجيح مى‌دهند و خودسرانه پيش مى‌تازند:
«وَ جَعَلْناهُمْ ائِمَّةً يَدْعُونَ الَى النَّارِ»؛ «٢» و آن‌ها (گمراهان) را پيشوايانى قرار داديم كه مردمان را به‌سوى آتش فرامى‌خوانند.
اندكى پس از وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله، مسلمانان در بند اين گروه از زمامداران گرفتار شدند و تاج معنويتشان به تاراج رفت و به‌تدريج، جامعه نبوى به جامعه استبدادى بدل گشت. اينك اين پرسش مطرح مى‌شود كه چرا و چگونه اين تحوّلات صورت گرفت؟