علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣
چيزى مىگفت و آن را بالا مىبُرد. نوبت به سلمان رسيد. به او گفتند: تو از اصل و نسب خودت بگو، اين فرزانه تعليم يافته در مكتب اسلام گفت: «من نامم سلمان است و فرزند يكى از بندگان خدا هستم، گمراه بودم و خداوند به وسيله محمّد صلى الله عليه و آله مرا راهنمايى كرد، فقير بودم و خداوند بهوسيله پيامبر اسلام مرا بىنياز كرد، برده بودم و خداوند بهوسيله محمد صلى الله عليه و آله مرا آزاد كرد. اين است اصل و نسب و حسب من» در اين بين، رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد شد و سلمان گزارش جريان را به عرض آن حضرت رساند. رسول اكرم صلى الله عليه و آله به جماعتى كه همه از قريش بودند، رو كردند و فرمودند:
«يا مَعْشَرَ قُرَيْشَ، انَّ حَسَبَ الرَّجُلِ دينُهُ وَ مُرُوئَتَهُ خُلُقُهُ وَ اصْلَهُ عَقْلُهُ»؛ «١» اى گروه قريش، نسب هر كس دين او است، مردانگى هر كس خلق و خوى او، و اصل و ريشه او عقل و فهم او.