علل پيشرفت و انحطاط مسلمين

علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٢

تشويق به تعليم و تعلّم‌ قرآن پيروان خود را پيوسته به آموزش علوم و كسب دانش فرامى‌خواند و ارزش آن را يادآور مى‌شود و نقش آن را در ابعاد گوناگون زندگى، در قالب تمثيلات و تشبيهات ترسيم مى‌كند؛ علم را نور و جهل را تاريكى مى‌خواند، مدارج عالى و مقامات رفيع را مختص عالمان و انديشمندان مؤمن مى‌داند:
«يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذينَ اوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ»؛ «١» خداوند كسانى را كه ايمان آورده‌اند و كسانى را كه علم به آنان داده شده درجات عظيمى مى‌بخشد.
كدام مقام بالاتر از آن كه قرآن، عالمان را مرجع عام و محور مراجعات معرفى كرده و از مردم خواسته است كه مجهولات خود را با آنان در ميان بگذارند:
«فَسأَلُوا اهْلَ الذِّكرِ انْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»؛ «٢» اگر نمى‌دانيد از آگاهان بپرسيد.
توصيه و تشويق مؤكّدى كه اسلام در توجه به علم و علما دارد، از اسباب عمده آشنايى مسلمانان با فرهنگ و دانش انسانى است. قرآن پيوسته مردم را به تفكر در احوال كاينات و تأمّل در اسرار آيات دعوت كرده و به برترى اهل علم و درجات آن‌ها تصريح نموده و حتى شهادت و گواهى «صاحبان علم» را در رديف گواهى خدا و فرشتگان خوانده و اين خود به قول غزالى، در فضيلت و شرف علم بس است:
«شَهِدَ اللَّهُ انَّهُ لا الهَ الَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ اولُوالْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسطِ»؛ «٣» خداوند (با ايجادِ نظامِ واحدِ جهانِ هستى،) گواهى مى‌دهد كه معبودى جز او نيست، و فرشتگان و صاحبان دانش (هر كدام به گونه‌اى بر اين مطلب) گواهى مى‌دهند.