علل پيشرفت و انحطاط مسلمين

علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٤

معمولى و خارج از هيأت حاكمه به شدّت ممانعت مى‌كرد. حتى اگر كسى هزينه جنگ را به تنهايى مى‌پذيرفت تا در مقابل، فرزندش تعليم ببيند و با سواد شود، فرمانرواى وقت قبول نمى‌كرد و شكست كشورش را بر با سواد شدن يك رعيت ترجيح مى‌داد. «١» در شرايطى كه برخى از قبايل عرب نوشتن را براى خود عيب مى‌دانستند، اسلام سرسخت‌ترين دشمنانش را در خطرناك‌ترين شرايط سياسى و نظامى در مقابل آموزش خواندن و نوشتن به مسلمانان آزاد گذارد، با اين‌كه مى‌توانست از آن‌ها براى سامان بخشيدن به وضع آشفته مالى و جبران فقر و هلاكت مسلمانان مدينه استفاده نمايد، به‌خصوص با توجه به اين‌كه مهاجران و همچنين برخى از انصار از تدارك ضروريات زندگى خود وامانده بودند يا حتى مى‌توانست آن‌ها را وسيله‌اى براى فشارهاى سياسى عليه قريش قرار دهد. «٢» همچنين به تشويق پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله زيد بن ثابت زبان عبرى يا سريانى- يا هر دو زبان- را فرا گرفت. عبدالله بن عباس به كتب تورات و انجيل آشنايى پيدا كرد و عبدالله بن عمرو بن عاص نيز به تورات و به قولى به زبان سريانى وقوف پيدا نمود. «٣» توسعه علوم‌ اسلام تحصيل دانش را از هيچ نظر محدود نكرده است، نه از نظر افراد با اختلاف جنسى، نه از نظر زمان، مكان، معلم يا شرايط آموزش؛ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند:
«طَلَبُ الْعِلْمِ فَريضَةٌ عَلى‌ كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ»؛ «٤» تحصيل دانش بر هر مرد و زنى واجب است.
درباره تعميم زمان آموزش نيز فرمود: