علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٣
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز به تبع قرآن، مردم را به فراگيرى علوم و توسعه فرهنگ فرامىخوانند و آنها را به تفحّص در معرفت نفس و مطالعه در آيات آفاقى و انفسى تشويق مىكنند، «١» مرگ دراين راه را نيز مرگى مبارك و همرديف شهادت اعلام مىنمايند:
«اذا جاءَ مَوْتُ طالِبِ الْعِلْمِ وَ هُوَ عَلى هذِهِ الْحال ماتَ شَهيداً» «٢» اگر طالب دانش در حال تحصيل بميرد، در حال شهادت [و به صورت شهيد] مرده است.
علاوه بر اين، آن حضرت علم را ملاك ارزشيابى شناخت و بالا بودن آن را سبب برترى افراد مىدانند:
«اكْثَرُ النَّاسِ قيمَةً اكْثَرُهُمْ عِلْماً وَ اقَلُّ النَّاسِ قيمَةً اقَلُّهُمْ عِلْماً» «٣» دانشمندترين مردم ارزشمندترين آنها و جاهلترين مردم بىارزشترين آنها است.
در پرتو اين رهنمودهاى قرآنى و نبوى، قطرات علوم، كه از ابرهاى محمّدى صلى الله عليه و آله بر سرزمين حجاز و سپس به دارالاسلام جهان فرود آمد در كوتاهترين زمان، بخش عظيمى از جهان را سيراب كرد.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله گذشته از تشويقها و ترغيبهاى شفاهى و گفتارى، در عمل نيز مسلمانان را به آموختن تشويق مىنمودند: پس از پايان جنگ بدر، تعدادى از اسرا، كه با كتابت آشنا بودند و پول كافى براى «فديه» و آزادى خود نداشتند، به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله هر كدام به ده نفر از فرزندان انصار، شيوه نگارش آموختند و بدون فديه و پرداخت نقدينه، آزاد شدند. آزادى اسير در مقابل تعليم كودكان مسلمان نخستين دعوت عمومى براى مبارزه با بىسوادى بود كه اسلام در اين باره از همه اديان پيشى گرفت. اين خود نهايت درجه اهتمام اسلام به دانش را نشان مىدهد. اين برخورد با اسراى با سواد در زمانى بود كه بزرگترين دولت ساسانى در ايران از آموزش (خواندن و نوشتن) افراد