علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١
مىدارد و ارواح ديگرى را (كه بايد زنده بماند) بازمىگرداند تا سرامدى معيّن. در اين امر نشانههاى روشنى است براى كسانى كه مىانديشند.» «١» و گاهى آفرينش نخستينِ انسان را يادآور شده، آن را نمونه بارزى از امكان خلقت و حيات مجدّد خوانده است:
«او كسى است كه آفرينش را آغاز مىكند، سپس آن را باز مىگرداند و اين كار براى او آسانتر است.» «٢» حضرت على عليه السلام نيز در كلام وحىآميز خود فرمودند:
«عَجِبتُ لِمَنْ انْكَرَ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ وَ هُوَ يَرَى النَّشْأَةَ الْاولى»؛ «٣» در شگفتم از كسى كه جهان آخرت را انكار مىكند، در حالى كه مرحله اول خلقت را مىبيند.
اسلام نهتنها در بُعد معرفت، بينش و اعتقادات انسان تحوّل بىسابقهاى پديد آورد، بلكه در كيفيت پرستش و اهداف آن نيز انديشه و روش نوينى ارائه داد و تسليم عقل را با تسليم روح در هم آميخت، پرستشهاى بىروح را به پرستشى جاندار بدل ساخت و عبادتى در نهايت معقوليت و در اوج معنويت و در كمال لطافت انديشه وضع نمود. نماز و روزه، حج و جهاد، جمعه و جماعت، مسجد و معبد و اذكار و اوراد مترقّى و سرشار از حكمت و معرفت اسلام، شاهد گويايى بر اين م علل پيشرفت و انحطاط مسلمين ٣٧ ١ - كمال نهايى:
ص : ٣٥ دّعا است. «٤» افزون بر آن، عبادت را پايه عملى زندگى قرار داد و به حيات آدمى رنگ عبادت داد.
مبارزه با تفكّر غير دينى اسلام از بدو ظهور، با هر سليقه و انديشهاى كه با تفكر دينى در تضاد و تزاحم بوده مبارزه كرده و با هر گونه ملّيّتپرستى و نژادگرايى مخالفت نموده است، هيچ يك از