علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٦
نقشههاى سياسى است و «شير را جُز با مكر و حيله نمىتوان گرفت.» شما نخست دين مسيح را در بين آنان انتشار دهيد. گرچه با اين نشر و تبليغ، مسلمانان به كيش مسيح درنمىآيند، ولى كمترين فايدهاش اين است كه جوانان مسلمان در دين خود متزلزل مىشوند و نوعى سستى و ترديد در آنها پيدا مىشود.
در مرحله دوم، مىدانيد كه مسلمانان براى معلّم ارزش و بهاى زيادى قايلند. از اين رو، شما مدارس و كرسىهاى تدريس را به دست بگيريد. مسلمانها به دليل آسايشطلبى و رفاهجويى، به تعليم و تعلّم كمتر بها مىدهند. شما با افتتاح مدارس و وارد نمودن معلمان مسيحى در ميان آنها، جوانان را در برابر خود خاضع مىكنيد و با روح حقشناسى، كه مسلمانان در برابر معلّم و استاد دارند، براى شما امتياز و تفوّقى بر خود قايل مىشوند.
در مرحله سوم، روابط تجارى خود را با مسلمانان توسعه دهيد تا بدين وسيله، در اثر رفت و آمد با آنان، هم روحيه دينى آنها را تضعيف كنيد و هم اينكه شايد بتوانيد مشروبات الكلى را در بين آنان رواج دهيد آنها را به شرب خمر معتاد سازيد. در اين صورت، تحقيقاً كارهاى لشكرى و كشورى آنها از هم مىپاشد. آن وقت، شما مىتوانيد آنها را تسليم كنيد، چرا كه آنها در اين مثلث ضعف، انحراف عقيدتى- عملى، و بيگانهسالارى، شجاعت و روح سلحشورى و قدرت دفاع را از دست دادهاند.
زمامداران مسيحى با شنيدن راهنمايى مفيد براق بن عمّار مسرور گرديدند و فرداى آن روز صلح نامهاى به انضمام آن سه راهكار مؤثر، نوشته و براى مالك بن عباد، فرمانرواى كُل اندلس، فرستادند. پس از آن، پاى كشيشان و آموزگاران مسيحى به كشور اسلامى باز شد و به بهانه تعليم و تربيت، براى تضعيف عقايد مذهبى جوانان مسلمانان، نقشه كشيدند.
نخستين بار در كنار رودخانه قرطبه (پايتخت مملكت) باغ بزرگى به نام تفريحگاه عمومى ساختند و دختران زيباى اروپايى را هر روز در آن جا به گردش درمىآوردند و اقشار گوناگون مردم نيز به بهانه تفريح و تفرّج به آن جا رفت و آمد مىكردند و اين خود كليد فساد و فرهنگ آن بود. همچنين مدارس مجانى از طرف مسيحىها رونق گرفت و چون اين كار مُصادف با انحطاط علمى مسلمانان و بسته شدن در آموزشگاههاى آنان بود، جوانان مسلمان وارد مدارس آنان گرديدند. از ديگر سو، براق بن عمّار، افسر خائن